پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



3 شعر از زهره فخرایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

روزهای زرد

و دست‌های پر از برگ‌های پوسیده

و پنجره‌ی شکسته از زلزله‌ی دیروز

راهشان را کج می‌کنند

و به سمتی می‌روند

که تو را

هیچ‌گاه به آن‌جا نخواهند برد

 

 

2

 

پنجره را باز می‌کنم

و دلهره‌های دیوار را

پشت آن می‌اندازم

تا این که صبح

طلوع کند از زیر قالیچه‌ی قدیمی اتاقم

 

 

3

 

شبی خواهد آمد

همرا با دستانی خالی از سکوت

مرا تا انتهای خود می‌برد

سخت است همرا باد شدن و

هم آغوش دریا بودن

راه را باید نوشت

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر (بندر) دیّر : 3 شعر از زهره فخرایی