پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از سعید سروش‌راد

  • مشاهده در قالب پی دی اف

درست روبروی خودش ایستاد

و چتر قرمزش را از گوشه‌ی خاطرات بیرون کشید

آقای باران و خانمش آفتاب

در عکسی دسته جمعی طلاق گرفته بودند

اما او مشکوک است

حتی به رسم عاشق کشی و شیوه معهود

- سعید! این روسری بهم میاد؟

خانمی که شما باشی

به انضمام رژلب

و چشم‌هایت که از منقل تریاک

به خماری بوسه سرازیر شده‌اند

خودت بگو

برای چه ماه را بین ابرها مخفی کنیم؟

علی ای حال سری که درد نمی‌کند

به خونی این دستمال عادت کرده

و ما مجبوریم

تمام وسعت دلتنگی را در یک پیام کوتاه خلاصه کنیم

دست من بود اگر

روی این تابلو ایست ممنوع

که بر دیواره‌ی سینه‌ات نصب کرده‌ای می‌نوشتم

هیچ پیراهنی تاب دلتنگی را ندارد

چه آقای باران

چه خانم آفتاب

چه امروز که اولین چارشنبه‌ی آن مرداد لعنتی است

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر خوزستان : 1 شعر از سعید سروش‌راد