پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



یادداشتی پیرامون جایزه‌ی ادبی شاملو، چرا شاملو الیوت نشد

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مزدک پنجه‌ای

فارسی رسانه فرهنگ و هنر، 8 دی‌ماه 1395

 

... و این‌جاست که می‌توان پرسید آیا هیچ‌گاه برای داوری جایزه کن یا تئاتر از یک شاعر دعوت به عمل می‌آید؟

به نظر می‌رسد با توجه به عدم تعریف سیستم و ساختار مناسب برای برگزاری جایزه‌ی شعر شاملو این جایزه به سرنوشت سایر جوایز ادبی دچار شود. با این نحوه‌ی اجرا و شیوه انتخاب هیچ‌گاه آرزوی دبیر این جایزه یعنی رساندن اعتبار جایزه‌ی شاملو به جایگاه جایزه الیوت، محقق نخواهد شد.

 

در ایران عمر جوایز ادبی خصوصی آن چنان طولانی نیست. قدیمی‌ترین جوایز ادبی خصوصی چون مهرگان و گلشیری حدود دو دهه عمر دارند. فارغ از مسائل سیاسی و اقتصادی که بیشتر اوقات دامن جایزه‌های ادبی خصوصی در ایران را گرفته (کارنامهدر اغلب مواردی که جوایز ادبی با بهره جستن از نام بزرگان ادبیات برگزار شده به دلیل ضعف داوری، عدم مدیریت و نداشتن تعریفی از روش کار به نافرجامی رسیده و ممارستی برایش حاصل نشده است. در واقع بیشتر جوایز نه برای کشف استعداد بلکه به منظور مطرح‌کردن نام برگزارکنندگان آن و رونق اقتصادی بنگاه‌های نشر به وجود می‌آیند امری که در سایر جوایز ادبی ملل دیگر در جایگاه نخست قرار ندارد.

در دوره‌های گذشته گروهی با استفاده از نام «نیما» جایزه‌ای را به کتاب‌های شعر منتشرشده، اختصاص دادند که به مانند سایر جوایز ادبی با حرف و حدیث‌هایی در نحوه‌ی داوری و انتخاب همراه بود و مدتی است که دیگر به دلایل نامعلومی برگزار نمی‌شود و البته تاثیر چندانی نیز در روند کار منتخبان خود و خاصه ادبیات نداشت.

جایزه شعر «خبرنگاران» نیز از دهه هشتاد تاکنون از دیگر جوایز ادبی خصوصی بوده که در همان ابتدای کار با برگزیدن مجموعه شعر «یک بسته سیگار در تبعید» اثر غلامرضا بروسان و تعرفه‌ی او به عنوان شاعری جدی و حرفه‌ای که پیش از این برای مخاطبان حوزه‌ی ادبیات نامی ناآشنا بود، و استقبال بی‌نظیر مخاطبان از شعرهای این شاعر در کتاب‌های بعدی، این جایزه را در بین اهالی رسانه و ادبیات به عنوان جایزه‌ی موثر تثبیت کرد اما این جایزه نیز پس آن دوره‌ی شکوفایی دیگر به‌سان گذشته چهره‌ی شاخصی را تعرفه نکرد و روند تاثیرگذاری آن کم رنگ شد.

در دو سال اخیر نیز جایزه‌ی «شاملو» زیر نظر بنیاد شاملو به تولیت همسر این شاعر پر آوازه با روی‌کرد بررسی کتاب‌های منتشرشده شعر برگزار شد که البته دبیری این جایزه را در دو دوره‌ی گذشته حافظ موسوی بر عهده داشت.

پرسش اساسی برخی مخاطبان از برگزارکنندگان جایزه‌ی شاملو خاصه دبیرش، این است که هدف اصلی از برگزاری چنین جایزه‌ای چه بوده است؟ در واقع وقتی به شیوه و هدف جوایز مهم ادبی در سراسر دنیا نگاه می‌کنیم، با مفاهیمی از پیش تعریف شده مواجه هستیم که انتخاب‌های‌شان نیز بر اساس آن تعاریف انجام می‌پذیرد و احتمالا فراخوان و داوری‌ها نیز به اتکای همان تعریف و هدف انجام می‌گیرد. برای نمونه جایزه گنکور در سال ۱۸۹۶در پی وصیت ادموند دو گنکور بنیان گذاشته شده است. جایزه‌ی گنکور هر ساله نصیب بهترین کتاب داستانی می‌شود که طی همان سال منتشرشده است. این آکادمی دارای عضو ثابت است که همه صاحب درجات رفیع در ادبیات هستند. نکته مهم این‌که این جایزه به نویسندگان جوان تعلق می‌گیرد.

متأسفانه برگزارکنندگان جایزه‌ی شاملو در اولین سال برگزاری این جایزه صرفاً به ارایه‌ی فراخوان محدود اکتفا کردند و در سال بعد نیز تنها به واسطه‌ی اعتراض برخی از ناشرین و مولفین مبنی بر عدم اطلاع رسانی وسیع، سعی کردند این‌بار در عرصه‌ی اطلاع‌رسانی قوی‌تر از گذشته عمل کنند اما هنوز هم به درستی کسی نمی‌داند هدف از برگزاری این جایزه که می‌تواند به واسطه‌ی نام و جایگاه شاملو شکلی بین‌المللی به خود بگیرد، چه بوده است.

البته جناب حافظ موسوی در پاسخ به یکی از همین انتقادها که پاسخ‌اش در دنیای مجازی (تلگرام) به دست‌مان رسید، این گونه بوده است: «زمانی که شاملو زنده بود و موسسه‌ای به نام ایشان تأسیس شد همواره به فکر این بود که حرکتی در حمایت از شعر نسل جوان اتفاق بیفتد و جایزه‌ای برگزار شود و موسسه الف.بامداد به مدیرعاملی عبدالله سالم و با ریاست آیدا سرکیسیان جایزه شاملو را بنیان گذاشت» و البته دبیر این جایزه زمانی که با انتقادهای گسترده و رسانه‌ای مواجه شد اقدام به توضیح پیرامون نحوه برگزاری این جایزه و پاسخ‌دادن کرد و سعی نمود شیوه‌ی کار را توضیح دهد. اما تعریفی مشخص از هدف این جایزه ارایه نکرد و به همین واسطه می‌بینیم که در سال گذشته دو چهره‌ی نام آشنای شعر ایران، علی باباچاهی و شمس لنگرودی که بیش از ۶۰سال سن دارند به عنوان نفرات برگزیده انتخاب می‌شوند. اما درست در سال بعد یعنی امسال با شیوه و روش دیگری در نحوه‌ی انتخاب مواجه هستیم؛ در واقع مخاطبان این جایزه در اظهارات و نحوه‌ی انتخاب، تناقضاتی را می‌بینند که چالش برانگیز است.به راستی چگونه می‌شود در سال اول بحث توجه و اهمیت به جوانان مطرح نمی‌شود؟ آیا در سال اول توجهی به آرزو و دغدغه‌ی شاملو شده است؟ اساساً تعریف برگزارکنندگان از شعر جوان چیست؟ آیا سن شاعر ملاک است یا ظرفیت‌های شعری یک شاعر هر چند مسن؟ اگر هدف کشف استعدادهای جوان و توجه به شعر جوان است چرا سال اول دو شاعر مسن برگزیده شدند، اگر هدف سن و سال نیست و ملاک خود شعر است چنان که دبیر این جایزه می‌گوید «تلاش ما این است که کتاب‌هایی را که از نظر ارزش ادبی و هنری آثار از حیث فرم، ساختار، تخیل، نوآوری و همه آن چیزهایی که از دیدگاه بلاغت و زیبایی‌شناسی حائز اهمیت‌اند، برای ما از اولویت برخوردار باشند»، چرا عملکردها بدین شکل متناقض است؟

برگزارکنندگان این جایزه هیچ‌گاه توضیح نداند آیا شاعری که یک بار برگزیده شد، سال‌های بعد هم امکان شرکت و انتخاب‌شدن دارد یا این که هر سال این جایزه نصیب یک نفر می‌شود.

توضیحات دبیر جایزه پیرامون داوران و نحوه‌ی انتخاب داوران نیز در جای خود تأمل برانگیز است؛ خود ایشان که دبیری جایزه را بر عهده دارند اولاً به عنوان یکی از سه داور مرحله اول و دوم هستند و بعد توضیح می‌دهند که بیش از ۱۷۰عنوان کتاب را بررسی کرده‌اند و سپس سه داور به ۳۵تا ۴۰عنوان کتاب رسیده‌اند و نکته جالب‌تر این که در مرحله دوم نیز مجدداً همان سه داور مرحله‌ی نخست اقدام به داوری مرحله دوم می‌کنند و در پایان (مرحله سوم) ۱۶کتاب به مرحله‌ی نهایی می‌رسد و برای این مرحله از ۹داور استفاده می‌شود که دو داور آن یعنی علی‌رضا عباسی و علیرضا بهنام در تمامی مراحل حضور داشته‌اند و این البته به زعم منتقدان نمی‌تواند در بردارنده قضاوتی عادلانه باشد.

در اینجا توجه مخاطبان را به اسامی سایر داوران جلب می‌کنم: ۱- خسرو پارسا ۲- رویا تیموریان ۳- هوشنگ چالنگی ۴- فرزان سجودی ۵- عنایت سمیعی ۶- محمد صنعتی ۷- لیلی گلستان ۸- علی‌رضا بهنام ۹- علیرضا عباسی.

پیرامون گزینش داوران با جدانمودن نام‌هایی چون هوشنگ چالنگی، عنایت سمیعی، علیرضا بهنام و علی‌رضا عباسی که در عرصه‌ی شعر و نقد شعر شناخته شده هستند و تألیفاتی دارند، درباره‌ی سایر داوران انتقادهای اساسی را می‌توان به هیأت برگزارکنندگان وارد آورد.

یکی از پرسش‌ها چنین است، داوران بر اساس چه متر و معیاری انتخاب شده‌اند و این‌که آیا در نظر برگزارکنندگان، داوری شعر یک امر تخصصی به شمار نمی‌رود؟ با نگاه به چینش داوران و پاسخ آقای موسوی به انتقادی پیرامون حضور داوران غیر شاعر که از سوی یزدان سلحشور در روزنامه ایران مطرح می‌شود «حضور صاحب نظرانی در حوزه‌های مختلف هنر و علوم انسانی در ترکیب هیأت داوران جایزه شعر شاملو به هیچ‌وجه برای پیشگیری از فشار این یا آن جریان شعری و ادبی نیست» و در ادامه «تنها راهی که به ذهن ما رسیده است این است که کتاب‌های راه یافته به مرحله نهایی را که قاعدتاً در ارزش‌های صرفاً ادبی آن‌ها تردیدی نداریم به داوری جمعی از اهالی فرهنگ، هنر و علوم انسانی بگذاریم و قابلیت آن‌ها را برای نفوذ در بخش فرهیخته جامعه و اهالی فرهنگ و هنر بسنجیم» می‌توان به این نتیجه رسید که صرفاً هدف آنان سنجش نفوذ این آثار در سطح عمومی جامعه است.

در این‌جا برای گسترش بحث نظر مخاطبان را به کارنامه‌ی برخی از داوران در پی جست‌وجویی که در اینترنت داشتم،جلب می‌کنم:

خسرو پارسا، جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات. آن‌چه در جست‌وجویم پیرامون نام این پزشک به دست آوردم مقالاتی پیرامون مارکس و مارکسیسم در ایران در نشریه چشم‌انداز، سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی، پسامدرنیسم در بوته نقد و... بوده است.

رویا تیموریان، بازیگر عرصه‌ی سینما و تلویزیون که تلاش ادبی ایشان صرفاً در حد خواندن شعرهای حافظ بوده است.

محمد صنعتی، روان‌پزشک، نویسنده، منتقد ادبی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران که شعری یا نقد شعری از ایشان حداقل در اینترنت یافت نشد.

لیلی گلستان، مترجم و نگارخانه‌دار ایرانی که مقالات و ترجمه‌های بسیاری در عرصه‌ی داستان‌نویسی و رمان دارد و در دنیای شعر به عنوان متخصص به شمار نمی‌رود.

فرزان سجودی، زبان‌شناس و نشانه‌شناس، دانشیار گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران، رئیس سابق گروه نشانه‌شناسی هنر در فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران که دکترای زبان‌شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی دارد و ترجمه‌ها، مقالات و کتاب‌های بسیاری از ایشان در بحث زبان‌شناسی و نظریات ادبی منتشر شده است.

نگارنده با احترام به پنج داور این جایزه معتقدم، شعر اگر چه هنری برای عموم است اما داوری شعر و خاصه مجموعه‌ی شعرهایی که پس از دهه هفتاد منتشر شده است، به واسطه‌ی رویکردهای زبانی (به قول مولانا، آدمی مخفی است در زیر زبان) و تجربه‌های فرمی و آوانگارد شاعران در بحث زیبایی‌شناسی کاملاً تخصصی است. بر این اساس داوری در این باره نیازمند شناخت بسیار از شیوه‌های اجرایی و برخورد با جهان مفاهیم شعر است. چرا که در طول سال‌های اخیر جریانات مختلف ادبی در شعر ایران حاکم بوده است و یک مخاطب عام که دغدغه‌ی اول هنری او هم زیستی با شعر نیست، نمی‌تواند به درستی پیرامون آن قضاوت شایسته‌ای داشته باشد، در واقع جایگاه این دست داوران در امر داوری به جایگاه یک نظر دهنده نه ناقد تنزل می‌یابد. به نظر نگارنده وقتی می‌گوییم شعر هنری اجرایی است، این اجرا چیزی جز زبانیت و نحوه‌ی برخورد شاعر با کلمه نیست. جناب موسوی در پاسخ‌های خود استناد به آیتم‌هایی چون بلاغت، ساختار و فرم نمودند، آیا تمامی داوران منتخب اشراف بر جوهره، ذات و نحوه شکل‌گیری شعر دارند؟ آیا ساختار شعر، داستان و فیلم‌نامه با هم فرق نمی‌کند؟

نگارنده از پنج داور حاضر در این جایزه حتی یک نقد شعر نیز نخوانده و ندیده‌ام و البته هر چه در اینترنت نیز جستار کردم چیزی به دست نیاوردم. بر این اساس است که می‌پندارم برخی از هیأت داوران که نام برده شد، فاقد زیبایی‌شناسی تخصصی شعر هستند. برای نمونه پنج داور فوق هیچ یک تخصصی در امر شاعری ندارند یا من با اجرای شعری آن‌ها مواجه نشده‌ام. به غیر از خانم تیموریان چهار داور دیگر جملگی در مباحثی تجربه دارند که «درباره‌ی» ادبیات است و نه فن شعر، بپذیریم که داوری شعر امری تخصصی است که گاه درک ظرایف آن نیاز به تجربه‌ی شاعرانه نیز دارد در صورتی که پنج داور محترم هیچ‌گاه خود مجری و ناقد حرفه‌ای شعر نبوده‌اند. بنابراین درک و شناخت آنان از مقوله‌ی شعر هم ردیف سایر داوران نیست و این‌جاست که می‌توان پرسید آیا هیچ‌گاه برای داوری جایزه کن یا تئاتر از یک شاعر دعوت به عمل می‌آید؟ در حالی که سینما و تئاتر نسبت به شعر نیز مخاطب بیشتری دارد. آیا در ایران چهره‌هایی نبودند که شرایط ممتاز داوری شاملو را داشته باشند. یا آن که بودند اما... بگذریم...

به نظر می‌رسد با توجه به عدم تعریف سیستم و ساختار مناسب برای برگزاری جایزه‌ی شعر شاملو این جایزه به سرنوشت سایر جوایز ادبی دچار شود. با این نحوه‌ی اجرا و شیوه انتخاب هیچ‌گاه آرزوی دبیر این جایزه یعنی رساندن اعتبار جایزه‌ی شاملو به جایگاه جایزه الیوت، محقق نخواهد شد.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید صفحه اصلی