روی خط قرمز
بیزارم از چراغ قرمز
تابلوی ورود ممنوع
خیابانی که
با قدمهای من
همراه نمیشود
از مطالب خود در این وبگاه، اینها را بیشتر میپسندم (به روز شده در تاریخ 13 اردیبهشت 1392)

یادداشتها:
1- بیآزرمی و تبلیغ کودنانه و فرصتطلبانه
3- کثافتِ سیاست و بلاهت فرصتطلب
4- سیاست، سخافت اخلاقی فرصتطلبان و عدم درایت و کیاست بعضی از ما
5- مافیای بیمایگان فرصتطلب و حذف
7- کمینگری، فرصتطلبی، کتابسازی و تخریب
مقالهها:
1- شبهمدرنيته و شعر شبهمدرن ما
2- قدرت، زبان، منِِ مردانة دکارتی و زن
مصاحبهها:
1- سادهنویسی در شعر یا لاپوشانیِ میانمایگی و بضاعت اندک
3- از واقعیت عینی تا واقعیت ذهنی
4- شاملو شاعر بزرگیست، نه قدیس، نه اسطوره
پسند من در تاریخ 13 اردیبهشت 1392 به روز شد.
در این بخش، اشعار به ترتیب حروف الفبای نام پدیدآورندگان درج شدهاند.
روی خط قرمز
بیزارم از چراغ قرمز
تابلوی ورود ممنوع
خیابانی که
با قدمهای من
همراه نمیشود
خداحافظ ای یادگارهای پنهان
دیگر
سرزمین من نیست
آنجا که از معشوق و معشوقه خالی شده است
رفتند و غریبه شدم.
1
پیامبر کوچکی بود
دستاش به من نمیرسید
فحش میداد
کتاباش را که خواندم زدم به بیعاری...
هزار و یک بنفشه روی خاک
خیال خیابان از این کوچه میگذشت
که دختران کنار پنجرهاش را من گریستهام
وقتی دستهایشان هوا
بود...
...
بادکنک
فقط بادکنک
فارغ است
از قانون جاذبه
زیرا که تو
در آن دمیدهای!
1
زمین
از آن شما که میخندید
و فرشتگانی که به شما میخندند
از من چیزی نخواهید
دلقکی که شما را میخنداند من نیستم
1
اینگونه بودم و شاید
نبودم اینگونه
این گونهها که اشک را
به شکل کولیان
در دامنهها چرخ میدادند...