پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



شعر زنان

2 شعر از سایه درختیان

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

نگاه تو هنوز در خط‌هاي صورتم باقي‌مانده

و در پشت پلك‌هايم جمع‌تر مي‌شوي

و عشق كه هميشه جوان بود

هي پير مي‌شود

2 شعر از رها رفایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

فاصله‌تر گرفته‌ای

این همه بی دیوار

اتاقی در من می‌روید

این همه بی پنجره

3 شعر از مهری شاه‌حسینی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

به یاد شاعر بزرگ لوئی آراگون و الزایش

 

راز واژگانت را

تنها پریزاده‌ای     می‌تواند آشکار کند

وقتی سینة جهان

از شعرهای تو لبریز می‌شود

5 شعر از ساغر شفیعی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1


چند خانه کلنگی دیگر

باید فرو بریزد؟

چند آپارتمان قد بکشد؟

تا این کوچه دیگر

مرا به یاد تو نیندازد

1 شعر از عادله ضیایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

صدایش هزار ساله بود

مثل سکوت در شن‌زار پوشانده با آفتاب داغ

از قفس شبانه پریدم

از کابوس

3 شعر از مریم طباطبایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1


دلم برای کسی که نمی‌دانم تنگ است

برای جایی که نمی‌شناسم

برای زمان نیامده

دلم برای     هیچ     تنگ است

2 شعر از ری‌را عباسی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

آخرین دلقکی

 

نزدیک به مرگ که می‌روی

دلقکی

دندان شیری‌اش می‌افتد

کوله پشتی‌ات را پرت می‌کنی     کتاب‌ها باز می‌شوند

1 شعر از آیدا عمیدی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

لنگر بکش

 

لنگر بکش

این که بر موج‌هایش نشسته‌ای خون من است

برای صبحانه

برای ترک این خانه

2 شعر از فرزانه قوامی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

ماغ و ماخولیا

 

یونجه کاشته‌ام توی تنم

در من گاوی است که از غریزه و غمزه چیزی نمی‌داند

می‌چرد در سطرهای لاغرش

و تنهایی‌اش را حجامت می‌کند

 

گفته بودی هرچه نمی‌دانم را بنویسم

مکتوباتم را پاره کنم

تا فراموش کنم دیری است رنجیده‌ام

گاهی است نفهمیده‌ام

و پاره‌ای است از وقتم که ماخولیا شده‌ام

 

به یونجه‌ها که فکر می‌کنم

تب می‌آید سراغ لاغرم

به حنجره‌ام سوزن بزن

من ماغ می‌کشم

درمانگاه روی سرم خراب می‌شود

تو خون می‌گیری از سلول‌های ناآشنایم

من به غریبه‌ها هم لبخند می‌زنم

کمک کن!

من در ساختمانی مشکوک زندگی می‌کنم

آگاهی هر روز زنگ زندگی‌ام را می‌زند

تا ضامن پیرزن‌های مرده شوم

اکنون سال‌هاست

زنی حماقتش را در لیوان‌های چای من حل می‌کند

سر می‌کشد به تنگ راه‌های اشتباه و حجامت

 

روز خوبی است

فراموش کرده‌ام دیری است رنجیده‌ام

دکترها می‌گویند

آگاهی دیگر زنگ خانه‌ام را نمی‌زند

 

دی 90

شما اینجا هستید شعر زنان