پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از فهیمه غنی‌نژاد

  • مشاهده در قالب پی دی اف

گفته بودم، امّا...

از خرداد گفتن با «فرهاد مهراد»، آن سفرکرده‌ی شهریوری

 

کمی دیرتر از «شبانه»ات

یک خرده به آخر خردادِ هشتاد و چند

اصلاً خیال کن در فصلی

که باران

بی‌اجازه می‌بارد،

پنجره را باز گذاشتم

 

چشم‌اندازی سبز

ردّ پایت پیدا

عکسِ «جمعه»، جوان

 

کسانی که آشنا نبودند

                              و غریبه هم

توی باد

آوازی شبیه تو را می‌خواندند

و به یادم آمد

من هم

اگر نه کارستان

کاری امّا می‌خواستم بکنم

مثلاً روپوشی بپوشم و

روسری سر کنم و

از خودم بزنم بیرون

تا از ادامه‌ی تو سردرآورم

که شکسته‌ای و بسته‌ای امروز

و می‌گفتی این را

                       - یادت هست؟-

یا چراغی روشن

بالای صدایت بگذارم

که یادم هست «دلت

از تاریکی‌ها خسته شده» بود

و این‌ها را

گفته بودم فقط

دیگر امّا

کاری باید بکنم

 

 

قهوه و تردید

 

قهوه را با کمی تردید

سر می‌کشم که:

این سفر که با من است

یا آن مسافر که بی‌من

اگر ته فنجان نیامده باشند،

باز باید کفش و کلاه کنم و

چتر و چراغ بردارم؟

یا بنشینم هنوز

با قهوه و کمی تردید؟

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر زنان : 2 شعر از فهیمه غنی‌نژاد