پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



3 شعر از مریم صدیق

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

یک وقت‌هایی است که دلم می‌گیرد

و مردی می‌خواهم که سر به شانه‌اش بگذارم

دستش را دورم حلقه کند

حرف‌هایم را گوش کند

سکوت کند

و همراه و همپای من اشک بریزد

و مبادا دستش از دور بازوهایم

به جاهایی دیگر سربخورد

 

هرچه بگویم تایید کند و تایید

بعد هم شاکی باشم که

مگه تو آدم نیستی؟

مگه مجسمه‌ای؟

خب یه چیزی بگو

یه کاری بکن...

...

شما که بیگانه نیستید

یک وقت‌هایی، تکلیفم با خودم هم مشخص نیست

...

 

 

2

 

پرواز

رویای زیبایی است

و اما

این ما هستیم که گاه

به جای پرِ پروازِ عقاب

به کلاغ بودن

بسنده می‌کنیم

 

 

3

 

از فردایِ با تو

همه

زیــبا

صدایم می‌کنند...

نظرات  

 
0 #5 مریم 1392-07-02 17:52
مجدد بسیار سپاسگزارم از زحمت های گرانقدر استاد احمدی گرامی و سپاس بسیار نثار دوستان و بزرگوارانی که نوشته هایم را خوانده و نکاتی را نوشته و یادآوری نمودند.
پاینده و بهروز باشید.
مریم
نقل قول
 
 
+1 #4 حمید احمدی 1392-06-16 17:12
با تشکر از مسعود عزیز که شعر دیگران را هم منتشر می کند، در زیر نکاتی را درباره ی اولین سروده ی خانم صدیق می نویسم شاید به کارشان آید: زبان این اثر به سادگی گرایش دارد، پس می شود به جای یک وقت هایی (که دراز است)از گاهی و مانند آن بهره ببرند. واژه ی همراه مقصود را رسانده دیگر چه نیازی است به هم پا. کلمه ی روشن به جای مشخص در ترکیب مورد نظر ایشان خوش تر می نشیند و فارسی هم هست. و غریبه ی عربی به جای بیگانه در شما که غریبه نیستید آشناتر و پذیرفتنی تر است. عبارت مبادا ... سربخورد، حرف روشنی را کمی پیچیده کرده (چه بسا هم نادرست). و دستش ... سر نخورد بهتر نیست؟ با آرزوی موفقیت حمید احمدی
نقل قول
 
 
+1 #3 فریبا مرتضایی 1392-06-04 00:26
بسیار عالی سپاس از دوست نازنینم مریم صدیق برای سروده های زیبایش و با تشکر از زحمات بی دریغ استاد ارجمند و عزیز جناب مسعود احمدی .
با سپاس و احترام مرتضایی
نقل قول
 
 
+2 #2 جهان آزاد 1392-06-02 23:22
مریم با قلمهای متفاوتی شعر می نویسد. گاهی زبانش برگ و بار شاعرانگی را قربانی صراحت و خشونت می کند و تند و تیز وبی پرده می شود. گردن فراز مثل خروس جنگی پیشاروی خواننده می ایستد و دغدغه هایش را با او مدر میان می گذارد.
زبان دیگرش سخت نرم وشاعرانه است. مثل رشته ای از ابریشم:
از فردا ی تو
همه
زیبا
صدایم می کنند.

مریم خانم زبانی آمیختاری هم دارد که هر این دو زبان را می پوشاند. اما از قالب که بگذر یم به متن و محتوا ی کارهایش می رسیم که دوخصلت عمده در آنها تتق می کشد. خلاصه می کنم. نخست اینکه حس زنانگی در شعرش موج می زند. زبان مریم زبان زنانست و خشونت ها را هم که عمدتا صفاتی مردانه اهستند، زنانه می نویسد. خصلت دیگر شعرش، دسترسی و درک ژزف ِ درد های مشترک و ارائه آنها با نگاهی تازه و متفاوت است. کاش فرصتی بود که قضایا را باز می کردم. با سپاس از استاد احمدی و آرزوی خواندن کارهای تازه ی خانم مریم صدیق
نقل قول
 
 
0 #1 مریم 1392-06-02 05:24
سپاس از زحمات و لطف و بزرگواری جناب آقای احمدی گرامی.
پاینده باشید و مانا
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر زنان : 3 شعر از مریم صدیق