پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



تنهایی و تن

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

میهمانان رفته‌اند

و آن مرد

که در ته مردمک‌هاش جا ماند

با همان نگاه

همان صدا     همان لبخند و کلمات سُکرآور

 

گوش نمی‌دهد

چیزها را جمع‌وجور می‌کند     اتاق را مرتب

و بعد

پنجره را باز

سر را در سحر فرو     سینه را از هوای تازه پُر

اما

مردگان

هنوز جدل می‌کنند     نه گفت‌وگو

و حالا

به دنبالش می‌روند     می‌روند تا ته خشم

وقتی که در حمام

خود را به اغوش می‌کشد     تن خیس را به آتش

 

تیر 1392

نظرات  

 
0 #13 علی رضا مکوندی 1392-12-06 20:05
تنهایی های عمیق و بی رحم نیز در این قالب که درمی آیند زیبا می شوند و قابل تحمل وگرنه این هولناکی را نمی شود تحمل کرد
نقل قول
 
 
+1 #12 رسول 1392-07-09 18:17
شعر زیبایی ست: پنجره را باز /سر را در سحر فرو
نقل قول
 
 
+1 #11 مریم 1392-06-31 01:37
ممنون که ما را به این شعر زیبا مهمان کردید.
ممنون.
نقل قول
 
 
+1 #10 آرزو 1392-06-25 23:39
سلام استتاد گرامی
بسیارآموختم
سپاس
نقل قول
 
 
+1 #9 مهناز شفیع 1392-06-24 14:08
باسلام وعرض ادب...استادگرامی چون همیشه بسیار زیباست...ممنونم.
نقل قول
 
 
+2 #8 روزبه سوهانی 1392-06-18 11:53
عالی...
نقل قول
 
 
+2 #7 علی عبداللهی 1392-06-09 03:16
سپاس جناب احمدی. از شعر تازه تان لذت بردم. همواره می خوانمتان. امید که نویسا و شادمان باشید. با مهر.
نقل قول
 
 
+2 #6 ونداد زمانی 1392-06-07 21:27
باید بیشتر بخوانم ,gd این فقط احساس اولیه بود.

از نوع اشعار طلبکار است (طبقه بندی شخصی خودم)... دایداکتیو است چون بین خطوط دوست دارد نصیحت کند.
مرسی
نقل قول
 
 
+2 #5 حميده واعظ زاده 1392-06-04 00:03
زيبا و دلنشين .. پر از خيال ، آرزو، اندوه، حسرت و دلتنگي. سرشار از زندگي.
جسم و جاني در هم تنيده..............
نقل قول
 
 
+2 #4 محمد آشور 1392-06-03 19:13
درود بر شما جناب احمدی عزیز
باشوق می خوانم شما را و می آموزم
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر من : تنهایی و تن