پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



و در آن تن که وطن

  • مشاهده در قالب پی دی اف

در پاساژها نبودی

میان آن‌همه جسد

که وِل می‌گردند     می‌گردند به شکل اشیاء

 

از آن مردگان نیز

که در کافه‌ها قهوه می‌خورند و غصه

که چرا

مالک این نیستند     صاحب آن

بی‌آنکه

از پشت شیشه‌ها

دود و دَمه را ببینند

و این‌همه را     که شبیه هم‌اند و به شکل ایشان

 

در فیسبوک هم پرسه نمی‌زدی

بی‌چهره

بی‌اندام     در گریز از هر آینه

 

در حرف‌هات بودی

در شعرهایی که از بر می‌خواندی     در تکه‌یی از فردا

و در آن تن

که وطن است     زیباترین سرزمین جهان

 

شهریور 1392

نظرات  

 
0 #5 امیر هوشنگ میرزاخانی 1396-06-21 14:45
درود بر شما . جسد هایی که در هیئت اشیاء ول میگردند و بی چهره های بی اندام که هیچگاه خودی خودشان را در آینه ندیده اند . تعابیر زیبا و دقیق و پرتره هایی از امروزمان . جاودانه شادکام بمانید
نقل قول
 
 
+1 #4 حمیدرضا اقبالدوست 1392-08-23 12:01
بسیار زیبا استاد /لذت و بهره بردم /یا حق
نقل قول
 
 
+1 #3 رضا نیکخو 1392-08-09 17:12
مثل تویی کاش
همیشه در کار باشد
و بازساخت شود
در ادراک حیات

که مثال تو
هر آینه بی‌مثال است
در دایره‌ی امکان
در ساحت اکنون
و در استعاره‌ی گُنگ زمان
نقل قول
 
 
+2 #2 ژیلا عشرت آبادی 1392-08-09 17:08
جناب استاد ، زیبا بود،همانند همیشه و پر از معنای بودن ودرد عمیق غربت و دلتنگی که گاهی قلب انسان را به درد میآورد.
غربتی که گاه از دوری از وطن است و گاه آن چیزیست ما را از خود دور میکند .
با سپاس فراوان
ژیلا
نقل قول
 
 
+2 #1 مهرداد بهار 1392-08-09 13:23
با عرض سلام و درود
سروده چشمگیر و بسیار زیبایتان را خواندم و اززیبائی کلام موجود در آن لذت بردم. امیدوارم قلمتان همواره سبز و توانا باشد و ما همواره از نوشته های گهر بار شما بهره مند گردیم.
جنابعالی را به خداوند بزرگ می سپارم.
سایه عالی مستدام
مهرداد بهار
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر من : و در آن تن که وطن