پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از اكبر اكسير

  • مشاهده در قالب پی دی اف

عيادت

 

زن‌دايي از دبي آمده بود

انگار از فتح سومنات آمده باشد-

مادر را سورپرايز كرد:

سشوار، بابليس، شانه، شامپو، آينه

كريپس، تاپ، سوتين...

مادر از تهران كه آمده بود

نه سينه داشت نه موي سر!

 

 

شرف‌نامه

 

از زاينده‌رود كم‌تر نوشتيم، عقيم شد

از درياچه‌ي اروميه ننوشتيم، خشك شد

خزر را

درياي مازندران، گرگان، كاسپين، آبسكون نوشتيم

تقسيم بر پنج شد

حالا رسيده‌ايم به خليج فارس

لطفن به زبان انگليسي

به آن‌هايي كه عربي مي‌دانند بگوييد:

اين آب، نه خشك مي‌شود نه تقسيم

اين آب‌، آب‌روي ماست!

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر آستارا : 2 شعر از اكبر اكسير