پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از داوود ملك‌زاده

  • مشاهده در قالب پی دی اف

كارگر شمالي

 

با وعده‌ي بهشت

در حسرت نان و بوسه

مات جناب جردن و فرشته خانوم

از پل تجريش ردش كردند.

حتا نگذاشتند گداي در خانه‌شان باشد.

حالا او مانده و بقچه‌اي پر از تهران

دنبال فعله‌گي

دربه‌درِ نان.

كارگر شمالي در كارگر شمالي!

 

 

نگاه

 

هر قدر هم كه دور باشي

شب، ماه كه مي‌تابد

كنار پنجره بيا و خوب نگاه كن!

دل‌ام خوش است

جايي را مي‌بينم

كه تو هم نگاه مي‌كني.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر آستارا : 2 شعر از داوود ملك‌زاده