پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از فردین کوراوند

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مرثیه ای برای نادر فارسی

 

باد می پیچد در گورستان و

نهال نو رُسته

گیسو به دستِ باد داده است.

 

: «و کیست که چون تو

مرگ را به سُخره گیرد و

درد را نزار سازد؟

چنانکه

لیوانی چای را

- خودخواسته و لاجرعه-

سرکشی.»

 

کوچه

در بلاتکلیفیِ عصری همیشه

پاسارِ خورشیدی محقر است.

رنج

عصب های سرطانیِ مرا عطشان کرده است

اما عمر

(این شاش- آبه‌ی عفن)

زهر نوشِ جانهای حقیر است.

 

: «و کی؟... کجا؟... که در ناگهانِ صبحی منتشر...

و کیست

که پنجه ی رنجورِ مرگ را

از سختینه ی سرانگشتانت رها سازد؟»

 

در شیونِ ممتدِ نوعروسان و

غرشِ پیاپی باروت

پچ پچِ پیرزنان دعا بر سر، خاموش است و

هولِ نامکشوفِ جهانی از تاریکی، جاری.

 

باد می پیچد

در گورستان و

گیسوانِ نهالِ قد کشیده.

 

به پلکانی چند و،

به مرمری نوتراش

- حالا-

همسایه ی دوشادوشِ توام

زخمیِ خاطره ی بستری، خیس و بدبو

مغلوبِ شبیخونی ناگزیر

و استکانی چای

که برای ابد

نیم خورده باقی خواهد ماند.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر اهواز : 1 شعر از فردین کوراوند