پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از کامیار شکیبایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

در گوشه‌ای از این جهان

سیّاره‌ای هست که می‌توان در آن

با تو به آرامی به آرامش رسید!

 

در گوشه‌ای از این سیّاره

قارّه‌ای هست که در آن می‌توان

با تو روزگار را بی‌جنگ و خونریزی سپری کرد!

 

در گوشه‌ای از آن قاره

کشوری هست وَ شهری و خیابانی و کوچه‌ای بن‌بست

که در انتهای آن کوچه می‌توان تو را

بی‌اعتنا به هرآنچه شعارِ توخالیِ مزخرفِ چسبیده به دیوار بوسید!

 

در انتهای آن کوچۀ بن‌بست

خانه‌ای هست و اتاقی و ایوانی

که ساعت‌ها می‌شود بر روی صندلی لهستانی آن نشست

به غروبِ سرخ رنگ و شرابیِ خورشیدِ زندگی خیره شد

وَ بی‌آنکه دستی خوابِ سنگینِ کوبه‌ی آویخته بر در را آشفته کند

خاطره‌ی آخرین بوسه‌ی انتهایِ هماغوشی در ابتدایِ خیالِ فراموشی را

مرور کرد و پیر شد و گسست و پوسید!

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر تبریز : 1 شعر از کامیار شکیبایی