پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



3 شعر از زنده یاد الهام اسلامی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

به خاطر فراموش کردن نامم

بیست و یک گرم از وزنم کم شده

بلند شدم

و مثل ابر، به سمت تو آمدم

با بیهودگی بزرگی در بازو،

پستان‌هایم

و پاشنه‌ی کفشم

عزیزم!

به پزشکان بگو زن زیبایی بوده‌ام

بگو بوی نان، میل بافتنی و صدای گریه بچه دلتنگم می‌کند.

 

 

2

 

شانه به سر را دوست دارم

آلوچه و هندوانه را

بوی شالیزار را

ماهیگیری را

خندیدن را

بی‌نهایت خندیدن را

چشم‌های خواب‌آلود تو را دوست دارم

و مربای بالنگ را به خاطر تو

چقدر کم‌اند این‌ها در شعرهای من

وقتی که از خودم حرف می‌زنم.

 

 

3

 

کاش ما دو گوزن بودیم

وقت شادی شاخ‌هامان را به هم می‌کشیدیم

وقت حرف‌زدن به هم خیره می‌شدیم

و بچه‌هامان

در فصل‌های گرم سال به دنیا می‌آمدند.

 

کاش ما دو گوزن بودیم

که وقتی از هم دلگیر می‌شدیم

خوابمان می‌برد.

نظرات  

 
0 #2 فریبا مرتضایی 1391-07-01 23:29
لذت بردم اما با اندوه
یاد و خاطر الهام عزیز جاودان
سپاس استاد ارجمند خسته نباشید
نقل قول
 
 
0 #1 امل نبهانی 1391-06-31 23:34
زیبا همراه با حسی غم انگیز از نبودن ها...
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر مشهد : 3 شعر از زنده یاد الهام اسلامی