پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از محمد آشور

  • مشاهده در قالب پی دی اف

پاشنه‌های ضعف

 

«پاشنه‌ آشیل» اسفندیار چشم‌اَش بود

من هم که دو نقطه‌ی ضعف در دو مردمِ چشمان دارم

چه کنم؟... ببندم؟! دری که همیشه بر یک پاشنه می‌چرخد را ببندم؟!

یا نه... بخندم؟!

که روی دیگر تراژدی کمدی‌ست!

و من بارِ دومِ هر اتفاق می‌افتم!

 

پس عینکم را بزنم و چشم‌بندِ سیاهم را هم

سوارِ اسبِ چوبی شوم

به جنگِ رَخش وُ سوارش...

با شمشیر وُ کلاهِ حصیری

درُ وا کنم!     (تروا؟!)

 

یا شنل از شانه بیندازم

زرهِ کاغذی

سپرِ مقوایی

و دو شاخِ بلند بر سر برویانم

بروم معشوقه‌ی کسی را از چنگِ چنگیزخان درآورم

که غولِ خوان و مرحله‌ی آخر است!

لیلی را از مجنون بدزدم

و تا به چشم‌ِ عین‌الله نزده لیلا را از صمدآقا!

و عاشق‌اَش شوم

 

یا «خنجری نیش‌اَش ز فولاد» بسازم وُ

در دو نی‌نی‌ِ دو چشم‌هایم فرو کنم که پاشنه‌ی آشیل‌اَند

و آرزوی دو پولِ سیاه کنم تا بر دو چشم بگذارم

و بلند بلند بخوابم!

نظرات  

 
+1 #1 مجید نبیئی 1392-03-31 15:43
سلام
بسیار زیبا مثل همیشه
سپاس
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر کرج : 1 شعر از محمد آشور