پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



3 شعر از ستار جانعلی‌پور

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

زیبایی‌ات

روی سكه‌ای‌ست

كه هروقت به هوا پرت می‌شود

به پشت می‌خوابد

 

دیگر به تخت یك‌نفره عادت كرده‌ام

به ساعت ده

غذای حاضری

 

من حلزون شده‌ام

و دیوانه‌خانه‌ها حرفم را باور ندارند

 

 

2

 

قطار

در جنگ‌ها بوی باروت می‌دهد

بوی زن

كلماتی عاشقانه

كه از پشت پاكت نامه‌ی سربازی پیداست

 

روزها آرام گرفته‌اند

و خورشید

تمام سرش را از آسمان بیرون آورده است

 

قطار، واگن‌هایش

حالا اسطبل‌هایی كوچك‌اند

كه اسب‌های مسابقه را

به شرط‌بندها می‌رسانند

علوفه را به گوسفندان

و زغال‌سنگ را به کوره‌هایی كه انتظار می‌كشند

 

قطار باری

می‌رود و باز می‌گردد

دریغ از یك صندلی

تا روی آن بنشینی

 

 

3

 

حبه‌ی قند

چه‌طور می‌خواهد مورچه‌ی مرده را

خوشحال كند

لب‌های تو

آن‌وقت به چه كار من می‌آید

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر کرج : 3 شعر از ستار جانعلی‌پور