پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از مازیار نیستانی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

مثل

مثل سیبی که از وسط

تقسیم شده بود

خا    نه

بین من و تو.

 

تو با رفتار شبانه‌ی لپ‌تاپ

گلدانی که گریخته از بهشت

حرفی     لغتی از «ننه دلاور برشت»

خوابیدی.

 

سر می‌کنم در عکس‌هایی که

خواب پریده از سر آدم‌هاش

سکوتی

کز کرده پشت ظرف‌ها

ظرف‌هایی که

گم شده‌اند

پشت ترس‌هاشان.

 

تکیه می‌دهم به لیوانی که گم کرده نیمه‌خالی خود را

تکیه می‌دهم به گم

گم

گم.

 

این خوشبختی نیست که داد می‌زند:

مال تو!

«مال تو هم مال تو»!

این خوشبختی نیست

که مثل آلزایمر خانه‌نشین می‌شود.

 

کفش‌های ابری‌اش را می‌پوشد

تا نفهمند رد گریستن را

 

پتو روی حادثه می‌کشی

و شکستنی

از تو شکسته می‌گریزد.

 

 

2

 

در آن

 

و بگذار از عینک مخاطب

که در خواندن من شکست چیزی بگویم

«زیرا که عینک طاقتی دارد برای زندگی»

 

شعری می‌نویسی

که «من» در آن گم شده است

و ذهن لاغر دمپایی

هیچ فکری ندارد برای قدم بعد

 

چگونه می‌توانستم

بی‌قرص و سئوال تاب بیاورم شعری را

که تو می‌نویسی

 

من در خانه

و در خانه من نحو زبان فارسی را گم کردم

و «تو در خانه» نحو زبان فارسی شد

 

شعری می‌نویسی

و شک ندارم

به معصومیت دمپایی‌ها

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر کرمان : 2 شعر از مازیار نیستانی