پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از نسیم خسروی‌نژاد - 2

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

می‌شد از قرار انفجار کمی عقب بکشیم

بیرون ریختن از کناره‌های رود را

می‌شد عکس‌های یادگاری را از اتفاق حلبچه برداریم

 

نفسی عمیق می‌کشم

این جنگل غلتم می‌زند لابلای مرگ     می‌خندم

 

می‌شد از حرارت ترس، پایین بیاییم

تا بالا صنوبری باشد و شاعری‌ی و گفتیم کافی نیست

پوتین‌های بهتری پوشیده باشیم ضد اشک در ترور جان اف کندی

و هنوز به دست‌های هم عادت کنیم و

غلت بز‌نیم با نفسی عمیق

 

برگِ خیس خورده است و

تُره‌های آفتاب

گمانم زمین

در آغوش من صبورتر شده است.

 

 

2

 

در 26 درجه‌ی سانتیگرادِ صدایت می‌زنم دختر

اقتداری از هیچ نشسته است

 

و نشسته است در پُست قبلِ محدوده‌ام

عاطفه‌ای که پسدوزی نکرده‌ای و پس می‌رود مدام

حالا که کمی ابرتر است

پُست قبلی

ابتدای صدایم را می‌خراشد از گلو

و کلافه ام می‌کند

این موهای آخرت که نمی‌خواهی بدانی چقدر دلگیرم

 

نوشتم سلام،

نوشتم هنوز به کوچه فکر می‌کنم به پیتی که اسب شده است زیر پای باران و Backspace!

نوشتم:

دستم بر ماه مانده است و دهانم بر ترانه‌ای تلخ و باز

بک اسپیس،

به همین راحتی ست!

همه چیز را سفید می‌کنی دختر!

و دستی نمی‌ماند حتی نمی‌ماند تا پایین شلوارت را بالا بزنی

تا اندازه بگیرم دمای این وهمْ را که سرد است

عمیق است و سرد

می‌دانی عمیق و سرد

 

فکر می‌کنم پل کمی آن‌طرف‌تر است که سرم نمی‌چرخد

می‌گویند:

کولی، کوچه‌ای ست نفس زنان

که دوباره سعی می‌کند روسری‌ام را...

و دوباره سعی می‌کند

بر شروع اقتدارش دهان بسته‌ام را...

 

گفت روسری نه،

پلک آبی را که نخواسته‌ام     به فد و بالایت نبود

که می‌خواند: شکلی داشت شبیه‌تر از گنجشکی کوچک

پدربزرگ آهسته می‌گفت آبی‌ست گل‌های چادرت

نوشتم آبی و با آب پاک نکردم

نوشتم:

از خطوط بیزارم

از همینکه حالا خوابیده باشم مفروض

و صدای هق هقم

به هدفون سونی‌ات لم نمی‌دهد.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر کرمان : 2 شعر از نسیم خسروی‌نژاد - 2