پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از احمد مؤمنی (سینا)

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

تا كه كسی به هیچكس‌ام نرسد

كاری دست و پا می‌كنم؛

سرگردانی...

درمانده‌ی درمانی

كه گاهي هونولولو

لاتين مي‌آموزد

در اورشليم

روزی‌خواری‌ی كتاب‌های مقدّس

رباخواری

تيموری لنگم

پايی شليده دارم

بازنشسته‌ی بيكاری

هويّتی

بنيادی

پايی

كه تحفه‌ای

از وحشتی محدّب

تحقق جسد

يكی منم

تبعيدِ عشرتكده‌هايی

در بمبئی

بيهودگیِ مجرّد

صاحب مال و مكنت

يكی تويی

كه رسن پیچ‌ات کرده است

نيمه‌ای

كه تا كنون

نیمی حقیقتِ خود گفته است

نيمه‌ی ديگر

خود خواهد آمد

پس

تا که او شَوَد

می‌خندد

بر اين سر

تا شكلِ بعدِ منم را ببيند

در اين بريده‌ی صيقل

افتاده

پيشِ پا

مقصودِ تحفه‌ات

بر پیشِ پا

می‌خندد

كه شباهت؛

روح قهرمانی

تعميد نفرت و

تلمیحِ لغت

شب

با تمام صداهاش

که در شاخ می‌دمد

چگونه‌ای؟

تو در چگونه گوری خواهی خفت؟

 

سرمای حوت و

له له اسد!

علف دريایی و

ماه نخشب

خاموش

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر گرگان : 1 شعر از احمد مؤمنی (سینا)