پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از پرویز کریمی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

برهنگی را

دوست‌تر دارم

از جامه‌ی جلیل جلادان!

خودم هستم من!

و از این که هستم راضی‌ام!

و اگر می‌خواستم-

می‌توانستم-

غیر اینی که هستم باشم!

بِبَر!

نمی‌پوشم این رخت بد یمن را!

نمی‌خواهم این خلعت شوم را!

بِبَر از سرِ میزم این

جام زرین پر کرده با خون را!

نمی‌نوشم این خونِ برگشته‌بختانِ طالع‌نگون را!

اگر می‌توانی

برو از بهشت-

برایم

شراب طهورا بیاور

و با یک پیاله

غمم را بکاه!

شرابی که-

نه سر درد دارد

نه صبحِ سیاه!

 

 

2

 

آن كس كه ايستاده، به مقصد نمي‌رسد،

فرصت كم است، بايد رفت!

اين را-

بادي كه مي‌وزيد، به گوشم خواند.

با دي كه مي‌دويد

به گوشم خواند:

ـ هرگز نَايستادن

رازِ «رسيدن» است!

هرگز نَايست مرد!

گفتم؛

ـ هرگز نَايستادن

ـ رازِ «رسيدن» است. آري!

امّا-

آنان كه مي‌دوند نمي‌دانند-

آن كس كه ايستاده

چرا ايستاده است!

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر گرگان : 2 شعر از پرویز کریمی