پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



4 شعر از علی جهانگیری

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

از این دور

تکه‌ای از قلب‌ت را بر می‌دارم

روزها و رویاهایم را

با تو شریک می‌شوم

کمی از قهوه‌ای تو

برای من

اندکی باران

برای تو

حالا از آسمان قهوه می‌بارد

و در فنجان‌ت، باران

شال سیاه‌ت را بردار

هوس شب دارم

 

 

2

 

هی خندیدی و

خندیدی و گفتی:

برای روزی که نیستیم!

حالا،

هر کس که می‌خندد

من گریه می‌کنم

 

 

3

 

آواز می‌خوانی

شب روی هلال ماه سُر می‌خورد

آواز می‌خوانی

بوسه‌ای برای شب بخیر

تاریکی را روی بالش تو جا می‌گذارد

آواز می‌خوانم

قایقی عمیق در شبِ تنها

حفره‌ای به نام جهان در من

و ماه ناتمامی در آب

 

 

4

 

شمشیر چوبی

اسب چوبی هم می‌خواهد

یک نی وسط پاهایم

برای خوش نویسی نه

هی می‌زنم و می‌روم

می‌خواهم تروا را

به آتش بکشم

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر گرگان : 4 شعر از علی جهانگیری