پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



مصاحبه ها

تقسیم‌بندی شعر به دهه‌ها کار درستی نیست

  • مشاهده در قالب پی دی اف

فراز و فرودهای شعر معاصر در گفت‌وگو با مسعود احمدی

یزدان سلحشور

روزنامة ایران، شماره 6098، 22 آذر 1394، ص 7

مسعود احمدی، متولد سال 1322 در کرمان، شعر را دیر شروع کرد، به روایت خودش نخستین شعرش اواسط دهه پنجاه در نشریه‌ای منتشر شد که در همان صفحه، آثار محمدعلی سپانلو و علی باباچاهی هم به چاپ رسیده بود البته انتشار این تک‌شعر نتوانست او را وارد حوزه شعر حرفه‌ای کند؛ یک دهه بعد، احمدی با شعرهای نیمایی‌اش به جمع شاعران حرفه‌ای پیوست؛ هنوز شعر نیمایی، قالبی مسلط بود و احمدی در این دهه، با‌وجود پیشنهاددهندگی اندک در حوزه‌‌های «شهود در جهان» و «شهود در زبان» شعر، به دلیل برخورد حرفه‌ای با متن، به نامی آشنا بدل شد. در دهه هفتاد، زندگی ادبی او به گرته‌برداری از شگردهای شاعران دهه هفتاد اما با بیانی پخته‌تر و در عین حال، ستیز کلامی و قلمی او با این شاعران، در دفاع از جایگاه نسلی شاعران دهه‌های پیش گذشت اما او ستیزه‌گری بی‌توجه به رویدادها و تحولات نبود، دقت نظر او سبب‌ساز شد که به نسخه دهه چهلی شعر هفتاد- با کیفیت زبانی قابل توجه- در «برای بنفشه باید صبر کنی» دست یابد. ستیز فکری او با شاعران هفتاد، در اواخر این دهه، گرچه ملایم‌تر از اواسط دهه هفتاد، اما همچنان ادامه داشت. شعرهای 1380 او به بعد، احمدی را حتی از حوزه گرته‌برداری شگردی هم خارج کرد و او به شاعری پیشنهاددهنده در حوزه شگردهای زبانی و بیانی بدل شد. من و او 18 سالی‌است که در جدل و بحث بر سر شعر معاصریم! چه آن هنگام که هر دو در ماهنامه «فرهنگ توسعه» بودیم و چه بعدش! گاه این جدل، به خُلق تنگ او و زودخشمی من بدل شده، گرچه برای من- شخصاً- ثمر بخش بوده که به جهان پیرامونی، نگاه نظام‌مندتری داشته باشم؛ احمدی، اکنون شاعر بزرگی‌است که رسانه‌ها کمتر به او می‌پردازند. او همچنین شاعر بادانشی‌است پدیده‌ای کم و بیش نادر، در عصر ما!

شما با توجه به سن‌تان، شاعری تازه‌کار هستید یعنی شناخت جامعه شعری از شعر شما به نیمه‌ی دوم دهه‌ی شصت برمی‌گردد اما میزان موفقیت و تأثیرگذاری‌تان در ردیف بهترین شاعران دهه‌ی چهل است. چرا دیر شروع کردید، چرا به همان اندازه زود به نتیجه رسیدید؟

درست می‌فرمایید. دو شعر بلند برای کودکان و نوجوانان و اولین دفتر شعری بنده «زنی بر درگاه» به سال 1360 چاپ و منتشر شدند؛ یعنی به زمانی که حدوداً سی و هشت ساله بودم.

عصر متوسط‌ها و زیرمتوسط‌ها و شعر امروز ما

  • مشاهده در قالب پی دی اف

گفت‌وگو با مسعود احمدی

نوا ذاکری

مجلة خوانش، شماره 19، زمستان 1395، ص 53

آقای احمدی از کارهای تازه‌تان بگویید.

اطلاع دارید که آخرین دفتر شعرم «در زیر پوست انگشت‌های دست چپم» همین امسال به همت انتشارات معتبر «نگاه» منتشر شد. در ضمن یک مجموعه شعر و یک مجموعه مقاله فراهم آورده‌ام که فرصت را برای چاپ و نشر آن‌ها مناسب نمی‌دانم.

درباره کتاب دو زن

  • مشاهده در قالب پی دی اف

گفت‌وگو با مسعود احمدی

الهام یکتا

سخن آینه‌ها، الهام یکتا، نشر فرهنگ ایلیا، چاپ اول 1386، صفحات 17 تا 29

در چند ماهه اخیر سه کتاب از شما خوانده‌ام. یک دفتر شعر، یک مجموعه گفت‌وگو با شما و یک گفت‌وگوی شما با همسر دو هنرمند نام‌دار به نام دو زن1. اینها سه کار متمایزند و به ویژه سومی که در این گفت‌وگو مدنظر من است. وجه ژورنالیستی‌یش غالب است. چه شد به این سومی رسیدید؟ به عبارت بهتر چه ضرورتی احساس کردید که به زندگی زنان در سایه مردان نام‌دار بپردازید؟

رنگ و بوی ژورنالیستی گفت‌وگو با همسران این شاعرانِ نام‌دار شاملو و مشیری به من تحمیل شد. به عبارتی، با این تصور که همسران این دو بزرگوار مدت‌های مدیدی با آنان زیسته‌اند و خواه ناخواه در حیطه فرهنگ و ادبیات ید طولایی دارند، به سراغ آن‌ها رفتم اما با کمال تأسف در هر دو مورد با زنانی مواجه شدم که در حد انتظار نبودند. ناگزیر به قصد کشف علت ایستایی ذهنی و فکری آنان به مباحثی پرداختم که طبعاً به قول شما رنگ و بوی ژورنالیستی آن گفت‌وگوها را قوی کرد.

چون خود را عالم دهر می‌دانیم ویراستار نمی‌خواهیم

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

گفت‌وگو با مسعود احمدی، شاعر، نویسنده و ویراستار

...1

حرف زیادی (مجموعه گفت‌وگوها با مسعود احمدی)، نشر همراه، چاپ اول، بهار 1383، صفحات 183 تا 200

ماهنامة انشا و نویسندگی (ویژة ویرایش)، شماره 16، سال سوم، بهمن 1390، صفحات 6 تا 14

چه تعریف مشخصی از ویرایش می‌توان ارایه داد؟

اگر موافق باشید پیش از پیشنهادِ تعریفی برای ویرایش که طبعاً جامع و مانع نخواهد بود، به نکته‌یی اشاره کنم که به گمان من حایز اهمیت است و تا به حال مغفول مانده. به زعم بنده در فهم و تعریف این کلمه نیز خلطی راه یافته که خواه ناخواه وجوه کاربردی آن را نیز مبهم و مخدوش کرده است. به عبارتی تلقی اغلب ما از ویرایش انطباق ترجمه‌یی‌ست با متن اصلی توسط شخصی ثالث. به نظر می‌رسد مسئولین فهرست نویسی کتابخانۀ ملی هم از این سوءفهم مبرا نبوده‌اند؛ اگرنه با رجوع به شناسنامۀ کُتبی که ویرایش آن‌ها بر عهدۀ این خدمت‌گزار بوده، در فهرست‌های تنظیمی برای آن کتاب‌ها نامم را می‌آوردند. تعجب‌آور است از آن همه کتابی که بنده افتخار ویرایش آن‌ها را داشته‌ام، فقط در جلد اول «نامه‌های علامه اقبال لاهوری» این موضوع رعایت شده است. به هر تقدیر چنانچه مقابله‌کننده علاوه بر تسلط بر زبان مبداء و زبان مقصد، بر محمول متن نیز احاطه داشته باشد، می‌تواند اشتباهات احتمالی مترجم را برطرف نموده و ترجمه را دقیق و پالوده نماید اما ویرایش دخالتی عالمانه و خلاقانه است و گاه منجی متن. به هر حال شاید نقل گفته‌یی از گاتلیپ که در وقت بازنگری متن مکتوب این گفت‌وگو با مراجعه به کتاب «هنر ویرایش» که زحمت ترجمۀ آن با خانم مژده دقیقی و آقای احمد کسایی‌پور بوده است آن را دقیق خواهم کرد، وافی و کافی به مقصود باشد: «ویرایش صرفاً عبارت است از رعایت عقل سلیم کتاب‌خوان خوب.»

طبیعت و شعر در گفت‌وگو با شاعران

  • مشاهده در قالب پی دی اف

گفت‌وگو با مسعود احمدی شاعر

مهری شاه حسینی

طبیعت و شعر در گفت‌وگو با شاعران، کتاب مهناز، مهر 1380، صفحات 25 تا 30

احساس‌تان نسبت به طبیعت چگونه است؟ به عبارت دیگر هنگامی که واژه طبیعت را می‌شنوید، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

به حال و هوای شخصی‌ام بستگی دارد و چون اوضاع و احوال زمانه به گونه‌یی‌ست که دل و دماغ باقی نمی‌گذارد، حتی شادابی و سرشاری ناشی از باران بهاری که رویش و طراوت را با خود دارد و زایایی و مداومت را تداعی می‌کند، در من چندان ماندگار نیست. خیال نکنید دچار یأس و دلمردگی شده‌ام. به گمانم هنوز این شعر برتولت برشت اعتبار خود را از دست نداده است:

شما اینجا هستید مصاحبه ها