پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



عصر متوسط‌ها و زیرمتوسط‌ها و شعر امروز ما

  • مشاهده در قالب پی دی اف

گفت‌وگو با مسعود احمدی

نوا ذاکری

مجلة خوانش، شماره 19، زمستان 1395، ص 53

آقای احمدی از کارهای تازه‌تان بگویید.

اطلاع دارید که آخرین دفتر شعرم «در زیر پوست انگشت‌های دست چپم» همین امسال به همت انتشارات معتبر «نگاه» منتشر شد. در ضمن یک مجموعه شعر و یک مجموعه مقاله فراهم آورده‌ام که فرصت را برای چاپ و نشر آن‌ها مناسب نمی‌دانم.

در این روزها شاهد ازدیاد کتاب‌های شعر در بازار نشر هستیم. عموم این شاعران از دلِ شبکه‌های اجتماعی و مجازیبرخاسته‌اند. این شاعران معمولاً سرشار از ادعا هستند و پذیرای هیچگونه نقدی نیستند چرا که در شبکه‌های اجتماعی لایک‌های زیاد دریافت می‌کنند و همین است که آن‌ها را مغرور به خود کرده. وجود این نوع برخورد در فضای شعری ما، حامل چه خطراتی است؟

به گمانم علاوه بر آنچه که شما فرمودید دلایل زیرساختی و مهم‌تری در این امور دخیل‌اند. به عبارتی سرمایه‌داری صنعتی که در سرآغاز به راستی مبشر فردیت، کسرت‌گرایی و... بود در روند تکاملِ نه‌چندان تدریجی خود به انکار و نفی مؤلفه‌های مدنیت و مدرنیت پرداخت که از آن‌ها نام بردم؛ یعنی به مقطع کنونی رسید که بر تولید انبوه و مصرف بی‌مرز متکی‌ست و خنثی‌گردانی انسانی که می‌اندیشید و می‌پرسید. در واقع باید مولد انسانی از خود بیگانه می‌شد که صرفاً تولید کند و تولیدات خود را مصرف و خواه‌ناخواه نه فکر کند و نه پرسش. علاوه بر این، خودکارشدن تولید بیکاری ساختاری‌یی را به دنبال داشته و دارد که انبوه کارگران صنعتی و غیرصنعتی و حاشیه‌نشینان شهری را به جانب طبقه متوسط تازه به دوران رسیده‌یی سوق داد که روزبه‌روز فربه‌تر می‌شود و تهی و تهی‌تر و لاجرم آسان‌گیر و آسان‌پسند. بنابراین این شبه طبقه بی‌ریشه همانطور که در عرصه انتخاب و مصرف کالا چندان سخت‌گیر نیست، در عرصه هنری هم به علت دانش و بینش اندک و پسند نازل رو به آثار هنری می‌آورد که سهل‌الوصول‌اند و نیازی به تأمل و تفکر ندارند. پس خواه‌ناخواه در عرصه فرهنگ و هنر و از جمله شعر انبوه‌سازانی پدید می‌آیند که آثارشان همانند کالاهای مصرفی بُنجُل خریداران بسیار دارد.

انتشار آثاری که از سطح استاندارد برخوردار نیستند، تا چه اندازه مفید است؟ آن‌ هم در شرایطی که با بحران جدی کاغذ روبه‌رو هستیم. آیا وجود حجم زیادی از اشعاری که هیچ عمقی ندارند، باعث کاهش سطح سلیقه‌ی مخاطب یا حتی گریزانشدن او از شعر نمی‌شود؟

درست می‌فرمایید؛ ارتقاء سطح دانش، بینش و پسند مخاطب از اهم وظایف هنرمندان اصیل است. به همین روی این شبه طبقه متورم سهل‌گیر و آسان‌پسند و تولیدکنندگان آثار مورد قبول آن در فروکاستن دانش و بینش و پسند عمومی که پایگاه قدرت است نقشی اساسی و تاریخی دارد. اسف‌بار است شعر که در زبان شکل می‌گیرد و از هنرهای ملی ماست نه‌تنها به فرموده شما بدون عمق، بلکه مملو از غلط‌های دستوری، ضعف تألیف‌ها و نقص‌های مضمونی و ساختاریی‌ست که نه فقط پیروان بلکه سردمداران این نوع از شعر که بعضاً در دانشگاه‌ها به تدریس ادبیات اشتغال دارند، موجب این آفت‌اند.

رسانه‌هایی که به شعر می‌پردازند، بسیار محدود هستند. گفتگو با شعرایی که آثار تازه‌ی خود را منتشر کردند، بسیار کم است. از طرف دیگر رسانه‌ی ملی به هیچ عنوان قصد ندارد به مقوله‌ی شعر و ادبیات بپردازد، با توجه به اینکه رسانه‌ی ملی جمعیت مخاطب بیشتری را در برمی‌گیرد. این رسانه می‌تواند حتی باعث بالابردن سطح سلیقه‌ی مخاطب شود. علت نپرداختن صدا و سیما به این مسئله را چه می‌دانید؟

بر مبنای آنچه که گفتم طبیعی‌ست در و تخته باید جفت باشند، یعنی اغلب آن‌ها که در حال حاضر مسئولیت بخش فرهنگ و ادب نشریات و رسانه‌های سمعی و بصری را بر عهده دارند در همان پایه و مایه‌اند که هنرمندان برآمده از این وضعیت تاریخی هستند. پرسش‌گر دانا و حرفه‌یی مغلوب نام‌هایی که از طریق آوازه‌گری بدست آمده‌اند نمی‌شود و خواه‌ناخواه از کنار اشتباهات مفهومی و مضمونی شخص مورد پرسش نمی‌گذرد. اگر دقت بفرمایید در اغلب مصاحبه‌ها، پاسخ‌گویان با پناه‌گرفتن در پشت نام بزرگان نظریه‌پرداز و منتقدین و منقدین صاحب فضل پنهان می‌شوند و با نقل قول‌های جعلی از آن نامداران به گمان خود یاوه‌های خود را مستدل و مستند می‌کنند. اگر پرسش‌گر دانشی بایسته داشته باشد فریب این تردستان را نخواهد خورد و بدون شک گریبان آن‌ها را خواهد گرفت.

شعر این روزها به هنری تبدیل شده که هرکسی فکر می‌کند می‌تواند با یک قلم و کاغذ آن را داشته باشد. حتی وضعیت به گونه‌ای شده که دیگر نمی‌توان از سطح سواد شاعران مطمئن بود. بسیاری از آن‌ها اصول اولیه‌ی شعر را نمی‌دانند. علت اینکه مقام شعر تا این حد پایین آمده است چیست؟

به آنچه گفتم باید اضافه کنم بقایای فرهنگ پیشامدرن از قبیل قوم‌گرایی، فرقه‌گرایی و... که مقولات ایدولوژیک سیاسی نیز به آن‌ها دامن می‌زنند در برکشیدن شبه هنرمندان، بویژه شاعران بی‌مایه بسیار دخیل بوده‌اند. توجه داشته باشیم که لزوماً مصرف‌کنندگان ابزارهای تکنولوژیک انسان‌هایی فرهنگمند و فرهیخته نیستند و هر کس که در لباس‌های امروزی‌ست لزوماً فردی مدنی و مدرن نمی‌باشد.

به حاشیه رفتن شعر و ادبیات در یک جامعه و در کنار آن، تهدید زبان، چه آسیب‌هایی را در آینده برای یک نسل رقم می‌زند؟

حاصل آنچه که گفتم این است: طبقه متوسط تازه به دوران رسیده و شهرنشین نه‌تنها ثروت‌های ملی را به غارت می‌برد، بلکه چنان صدمه‌هایی به فرهنگ و ادب و از جمله زبان وارد می‌نماید که هیچ مهاجم بیگانه‌یی توان ارتکاب به آن را ندارد. فکرش را بکنید که شاعر و استادی نامدار فرق قید و صفت را نداند یا فعل و فاعل جملاتش در جمع مطابقت نداشته باشند و یا اسم جمع را نشناسد و بطور مثال جمع مکسر علوفه را با «ها» جمع ببندد و یا ابابیل را به همین‌گونه.

وظیفه‌ای که نویسندگان، شاعران، دانشگاهیان و فرهیختگان یک جامعه در مقابل این بلبشوی به راه افتاده در حوزه‌ی شعر و داستان چیست؟

تاریخ نشان داده است چنین بحران‌هایی که ناشی از مرحله گذار هستند و آوازه‌گری و غوغاسالاری و بالاخص نوع تشکیلاتی آن رایج است و روزگار برکشیدن متوسط‌ها و زیرمتوسط‌هاست و هنرمندان اصیل به انزوا رانده می‌شوند، چندان پایدار نیستند و در زیر پوسته این ابتذال رایج هنر اصیل نفس می‌کشد و به حیات خود ادامه می‌دهد.

نظرات  

 
0 #1 پوریا 1396-04-20 14:11
سوال و جوابهای تکراری و بی خاصیت همراه با افاضات سطحی
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید مصاحبه : عصر متوسط‌ها و زیرمتوسط‌ها و شعر امروز ما