پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



مقاله ها

روشنفکران و ارتباط با مردم

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

مجلة ایران فردا، سال اول، شماره سوم، مهر و آبان 1371، صفحات 49 تا 51

روشنفکر کیست و از کجا می‌آید

پیش از هر چیز‏، باید بگویم که به هیچ روی به دفاع از روشنفکران برنخاسته‌ام و نیز قصد آن ندارم که به توجیه کاستی‌ها و کژی‌های این گروه از مردم بپردازم بلکه در میان انبوهی از واقعیات به دنبال حقیقتی می‌گردم که حتی اگر به پاره‌یی از آن دست یابم، در رفع بسیاری سوء فهم‌ها مؤثر خواهد بود. به کار بردن اصطلاحاتی از گونۀ روشنفکر بریده از مردم، روشنفکر جدای از مردم، روشنفکر بُرج عاج نشین، روشنفکر ضد مردم، اگر از سر کینه‌توزی و بدخواهی نباشد، نتیجۀ درکی نادرست از مقولۀ روشنفکری و لاجرم ناشی از داوری بی‌اساسی‌ست که بسیاری دانسته به جهت حفظ موقعیت و منافع خود و بسیاری دیگر نادانسته و متأثر از آوازه‌گری، به آن دامن می‌زنند. بنابراین داشتن تعریفی هرچند ناکافی از روشنفکر، در روشن نمودن بعضی از ابهامات بی‌تأثیر نخواهد بود. شاید بتوان گفت که روشنفکر عنصری اجتماعی و آرمان‌گراست که تمامت اکنون را نمی‌پذیرد و برای پی افکندن آینده‌یی بهتر در برابر نظم مسلط قرار می‌گیرد و یا روشنفکر آن عنصر پویایی‌ست که از اکنون فراتر می‌رود و حرکت امروز را به سوی فردا شتاب می‌دهد. بنابراین بسیاری از دانش اندوختگان و صاحبان تخصص نه تنها در جرگۀ روشنفکران نمی‌گنجند، بلکه از کارگزاران و گهگاه از سردمداران نظم مسلط به شمار می‌آیند که طبعاً از ارتجاعی‌ترین نیروهای اجتماعی محسوب می‌شوند. پس با توجه به خاستگاه و جایگاه و موضع‌گیری اینان، دانش اندوختگانی از نوع دکتر اقبال، ماکیاولی، کیسینجر و...، به جهت آنکه همۀ توانایی‌های خود را برای تثبیت اکنون و جلوگیری از حرکت به خدمت گرفته‌اند، نه تنها از روشنفکران نیستند بلکه جزیی کارآمد از مجموعه‌یی ایستا می‌باشند که رودرروی روشنفکران عصر خویش قرار گرفته و در سرکوب و نابودی ایشان سهمی بسزا دارند. این نوع داوری نباید که به دور از واقع‌بیتی و درک هوشمندانۀ مقتضیات تاریخی و موقعیت ملی به نتیجه‌گیری یک سویه و تنگ نظرانه بیانجامد و فرزانگانی چون جعفر برمکی، خواجه نصیرالدین طوسی، میرزا‌تقی‌خان امیرکبیر، مشیرالدوله و دکتر محمد مصدق را به خاطر منصب وزارتی که داشته‌اند، در ردیف افراد گروه نخست قرار دهد. چرا که مفهوم روشنفکر چون تمامی پدیدارهای اجتماعی، مفهومی نسبی‌ست که با توجه به ساختار اقتصادی و بافت فرهنگی و هم شرایط ملی و میهنی، درخور شناخت و ارزیابی‌ست.

عوام‌زدگی و ستیز با نخبگان

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

آقای ابوالفضل پاشا که از شاعران و نویسندگان نوجو هستند و صاحب تحصیلات و تألیفاتی در حیطة ادبیات، در گفت‌وگویی مطبوعاتی پس از ذکر خیری از زنده یاد محمد مختاری، به درستی چنین بر نکته‌یی قابل تأمل تأکید می‌ورزند «اتفاقاً درد بزرگ ما این است که در ایران نخبه نداریم. همه پخته خوارند. اگر ما نخبه داشتیم، این جریان منفی ساده‌نویسی که اخیراً باب شده است، راه نمی‌افتاد.»1

بگذریم که به عزلت و انزواراندن نخبگان به معنای فقدان آنان نیست و علیرغم همة جنجال‌های رسانه‌یی در زیر پوست فرهنگ و هنر عوامانة جاری و ساری فرهنگ و هنری اصیل نفس می‌کشد که برجستگان مولد و پاسدار آنند اما شاید این سخن آقای پاشا پاره‌یی از آرمان‌گرایان خام‌اندیش را دچار این سوء فهم نماید که ایشان تلویحاً جامعة طبقاتی را تأیید و بلکه تحسین کرده‌اند؛ جامعه‌یی را که توزیع امکانات آموزشی و پرورشی و مآلاً کشف و رشد استعدادها نیز در آن عادلانه نیست و خواه‌ناخواه خاستگاه نخبگانی‌ست که از امکانات یادشده برخوردارند.

آینه‌های معرق، چراغ‌های کم‌فروغ

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

 بررسی کتاب «با چراغ و آینه» استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی

مشیت علایی

کتاب هفتة نگاه پنجشنبه، شماره 28، 20 مهر 1391، صفحات 76 تا 88

شأن و منزلت والای علمی و فرهنگی استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی بر هیچ اهل نظری پوشیده نیست و هم میزان ارادت همة پژوهندگان و دوستداران فرهنگ و ادب این مرز و بوم به مشارالیه که مستقیم یا غیرمستقیم سمت شاگردی ایشان را داشته‌اند.

باری نقد کتاب «با چراغ و آینه» آن استاد معزز و مکرم را با کسب اجازه از آقای مشیت علایی که ارادتی ویژه به حضرت ایشان دارند، فقط به این خاطر در این‌جا آوردم تا آن دسته از اهالی خطة فرهنگ و ادب که حتی نقدی عالمانه و عادلانه را بر نمی‌تابند، ببینند و بدانند که علاوه بر جسارت اخلاقی ناقد در آن سوی سئة صدر و وسعت نظری بوده است که امکان نشر چنین مقاله‌یی را فراهم نموده و نیز بدانند ناقد اصیل فارغ از حوزة علایق و سلایق شخصی عمل می‌نماید.

کتاب «با چراغ و آینه» مجموعه نوشته‌هایی است که قدمت‌شان بعضاً به حدود نیم قرن پیش از این می‌رسد، عنوان فرعی کتاب «در جست و جوی ریشه‌های تحول شعر معاصر ایران» از موضوع کتاب خبر می‌دهد، و نویسنده، دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی، پژوهشگر، شاعر و منتقدی که سال‌ها در سمت استادی دانشگاه عهده‌دار تدریس ادبیات معاصر ایران بوده، بی‌تردید در زمره صالح‌ترین افراد برای تألیف چنین اثری به شمار می‌آیند.

نقش فردیت در تشخص شعری

  • مشاهده در قالب پی دی اف

نگاهی بر دیدگاهی از منقد و منتقد عالم جناب مشیت علایی

مسعود احمدی

منقد و منتقد عالم و دوست ارجمند جناب مشیت علایی با آقای علیرضا عباسی که خود شاعر و نویسنده‌اند گفت‌وگویی داشته‌اند که نگارنده با کسب اجازه از آن دوست بزرگوار به دو دلیل بارز مصاحبة مذکور را بدون کم و کاست در بخش مصاحبة همین وبگاه آورده است:

رودررو با مدعی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

در دفاع از منزلت آتشی و شأن روشنفکر

مسعود احمدی

هفته‌نامة نیمروز (ویژة آتشی) و یادنامة منوچهر آتشی، به سعی محمد ولی‌زاده، انتشارات داستان‌سرا، چاپ اول، اسفند 1390، صفحات 203 تا 206

دلم ز صومعه بگرفت و خرقة سالوس

با توجه به ساخت و بافت جامعة در حال گذار ما که هنوز دچار و گرفتار بقایای رسوبات فرهنگ شبان رمگی‌ست، عجیب نیست که هنوز کسانی متأثر از نگاهی مبتنی و متکی بر ثنویت از جمله ثنویت خودی و غیرخودی به داوری بنشینند، به خصوص سیاست‌بازان نوآمده‌یی که نه دانش و درکی کافی و بایسته از گذشته دارند و نه اطلاعی وافی و شایسته از اکنون. و به همین دلیل اگر ابن‌الوقت و فرصت‌طلب هم نباشند، خرده‌گیران تنگ‌نظر و بی‌بضاعتی هستند که جز نفی و طرد و مآلاً حذف دیگران و دیگرتران هدفی ندارند.

شما اینجا هستید مقاله