پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



مقاله ها

آرمان‌زدايي و عرفان‌زدگي

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدي

مجلة دنیای سخن، شماره 45، آبان و آذر 1370، صص 34 و 35

مقاله‌یی را که در زیر آمده، حدود بیست سال پیش نوشته‌ام. دلیل درج آن در این زمان و در این‌جا این است که گروهی از آرمان‌گرایان دیروز و شبه عرفای امروز، از جمله شاعر خوش ذوق سرکار خانم... محافظه‌کاری‌های ناشی از فرصت‌طلبی و سودجویی‌های خود را با تشبث به اطوار و ادا و جملات مثلاً عارفانه لاپوشانی می‌کنند.

درآمد

بر مبناي پيشزمينه‌يي تاريخي، طبيعي‌ست که هرگاه سخن از آرمان و آرمان‌گرايي به ميان مي‌آيد، هدفي سياسي به ذهن متبادر شود اما تمامي اهدافی که در راستاي تاريخ تکامل جامعة انساني دنبال مي‌شوند، ناگزير متضمن خدمت به نوع انسان و تکامل جامعة بشري‌اند و طبعاً از آرمان‌هاي انساني بشمار مي‌روند؛ هرگونه کار آگاهانه از جمله کوشش براي دانستن، تلاش براي کشف و ابداع و... در نهايت هدفي را دنبال مي‌کند که بازتابي از مطالبه‌يي تاريخي و سرآخر جزئي از روند تکامل اجتماعي‌ست.

از ياغي روستايي تا طاغي شهري

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

روزنامة ايران، سال هشتم، شماره 2092، چهارشنبه 21 فروردين ماه 1381، ص 12

در ستايش صداقت و صراحت آتشي و شعر شفافش

بي‌ترديد داوري دربارة شخصيتِ افراد و از جمله هنرمند كه جهان‌نگري، سلايق، مواضع، اميال، آرزوها و... وي را نيز در برمي‌گيرد، بدون توجه به مقتضيات تاريخي اجتماعي و اوضاع و احوال اقتصادي و سياسي و فرهنگي‌يي كه در آن زاده مي‌شود و مي‌بالد، كاري داهيانه و دادگرانه نيست. اين كه مثلاً حكيم ابوالقاسم فردوسي را با ملاك‌ها و مترهاي ارزشي و اخلاقي امروز بسنجيم و براي اثبات مدعيات و احياناً حقانيت خود از ميان نزديك به شصت هزار بيت، چند بيتي را استخراج كنيم و سند اثبات نظرات خود قرار دهيم نه تنها كاري درخور شأن فرزانگان نكرده‌ايم، حتي رفتاري متناسبِ سياستمداران و سياست‌بازان حرفه‌يي هم ننموده‌ايم. كسي كه عمداً يا يا سهواً وابستگيِ محمود غزنوي به اميرالمؤمنين‌هاي بغدادنشين و تزهد و تشرع عوام‌فريبانه و مطلوب و مقبول القادر بالله را به فراموشي مي‌سپارد، غيرايراني بودن محمود و خصومتش با ایرانیت و ايرانيان و تظاهر جاه‌طلبانه و رياكارانه‌اش را به حمايت از فرهنگ و ادب ايراني كه فقط و فقط در تشويق و ترغيب مديحه‌سرايان صله‌بستاني چون ملك الشعرا عنصري متجلي مي‌شود از ياد مي‌برد، و وجود زني دلاور چون گُردآفريد و زني جسور چون تهمينه را به پشيزي نمي‌گيرد، و در عوض با استناد به چند بيتي كه به دليل اقتضائات خاص و ايجابات ويژة ساختاريِ بخشي از متني كلان آمده‌اند، احياء كنندة فرهنگ و زبان فارسي را مرتجع قلمداد مي‌كند، هر كه مي‌خواهد باشد و در هر مرتبه، علاوه بر تحريف واقعيات و تاريخ كاري ناخوش مي‌كند؛ گيريم كه نيتي پاك دارد و هدفي متعالي.

دانش و پژوهش و مخلوق هنری

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

فصلنامة سینما و ادبیات، سال ششم، شماره 22، پاییز 1388، صص 66 و 67

به نظر می رسد اغلب هنرمندان جوان و بالاخص شاعران نورسیده تنها به قدری استعداد و مقداری ذوق و شوق بسنده کرده اند و از نقش دانش و دانایی و توانایی های فنی و تخصصی در خلق آثار هنری اصیل و عمیق و لاجرم ماندگار غافل اند.

راستی اگر کلاننگری همزاد و همراه ادوار پیشامدرن که مؤلفه های هنر دین پایه و روایات کلان و عالمانه و تغزل عارفانه را نیز تثبیت و تحمیل می کنند در نظر داشته باشیم، خود به خود این پرسش پیش می آید که با وجود مضامین معدود و مشترک فاصلة بعید میان آثار و طبعاً مرتبة مثلاً اولین شاعران برجستة پارسی گویی چون شهید بلخی و رودکی با دیگر معاصرین شان ناشی از چه و به چه دلیل است؟ یا چرا و از کجاست فرق فارقی این چنین عظیم میان آثار سرایندگان دوران شکوفایی سبک عراقی از جمله خواجوی کرمانی و حافظ شیرازی همعصر و زمانه؟

جایزه یا ترفندی برای سوء استفاده از نام و اعتبار دیگران؟

  • مشاهده در قالب پی دی اف

نگاهی گذرا بر جایزه جدید الولادة نیما

مسعود احمدی

درآمد

هنوز انسان جهان سومی، بالاخص شبه روشنفکر به ظاهر آزادی خواه و مساوات طلب این جایی، به سایقة فرهنگی پیشامدرن و عمیقاً درونی شده آن قدر طایفه یی و بومی و گروهی عمل می کند که به ندرت در احاد فرودست ترین لایه های فرهنگی جامعه دیده می شود.

مقولة خودی و غیر خودی که این واپس ماندگان متظاهر به روشنفکری داعیه تخالف و تقابل با آن را دارند، چنان در رفتارشان متجلی ست که ناظر خوشبین و بی طرف را هم متعجب و متنفر می کند. لذا چنانچه در جایی از این جاهای جهان وابستگان به جریانی ایدئولوژیک- سیاسی و بالاخص برخاسته از زادبوم هایی یگانه و یا نزدیک به هم کاری اجتماعی و فرهنگی را در پیش گیرند و فی المثل جایزه یی را بنیان نهند، جز تحریف واقعیت، تحقیر دیگر اندیشان و دیگر باشان و تخفیف ملاک های ارزش گذاری و... که مآلاً به تنزیل فرهنگ و انهدام اخلاق می انجامد، نتیجه یی نخواهد داشت. بگذریم که نتایج آن زمان اسف بارتر خواهند بود که بانیان آن جایزه وابسته به جریانی سیاسی- ایدئولوژیک باشند که ماهیتاً فرصت طلب است و طبیعتاً مجمع ابن الوقت ترین افراد.

اسب های سرخ و اسب سفید منوچهر آتشی

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit
به یاد شاعر شریف و بزرگ منوچهر آتشی که شش سال از فقدان جبران ناپذیر او گذشت.

برتری جهاننگری بر فرد

مسعود احمدی

روزنامة ایران، سال هشتم، شماره 2154، 27 خرداد 1381، ص 12 (بدون شماره صفحه)

فصلنامة خوانش، دورة اول، پیش شماره، ویژة زمستان 1384، صفحات 6 تا 8

«خنجرها، بوسه ها و پیمان ها» که به اسب سفید وحشی مشهور است، یکی از برجسته ترین شعرهای نیماییِ قبل از انقلاب و یکی از ممتازترین سروده های آتشی ست که در مجموعة «آهنگ دیگر» که برای اولین بار به سال 1338 منتشر گردید، آمده است. این شعر نسبتاً بلند که 88 سطر (17 بند) را شامل می شود و در بحر مضارع سروده شده، هنوز که هنوز است چه به یاد گذشته بیفتی، چه در وضعیتی حماسی و موقعیت اضمحلال قرار بگیری، چه قصد تدقیق و تحقیق در فرهنگ و احوال مردمی جهان سومی و تحت سلطه و نوع مبارزات آن ها را داشته باشی یا بخواهی از چند و چون بافت ذهنی اغلب روشنفکران دوره یی بخصوص، آرمان ها، آرزوها و بالاخره شکست ها و هرمان هاشان سر در بیاوری و یا دغدغه ات فقط کنکاشی ادبی یا التذاذی هنری باشد، اسب سفید وحشی سندی معتبر و اثری تأمل برانگیز و جذاب است؛ بخصوص اگر بدانی که «آهنگ دیگر» یکی از ارزنده ترین مجموعه های دهة چهل است و آن قدر تأثیر گذارند که فروغ را نیز منقلب کرد.

شما اینجا هستید مقاله