پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



مقاله ها

مرگ مؤلف، خنثی سازی و همسان گردانی

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

مسعود احمدی

ضمیمة روزنامة اعتماد، شماره 1960، 4 خرداد 1388، صص 1 و 11

درآمد

نخست باید رو در روی خصوصیتی مستبدانه که اعتراف به اشتباه را مذموم و دور از شأن و منزلت والای مستبد می داند قد علم کنم و بخشی نادرست از درکی که از مرگ مؤلف رولان بارت عالم و نظریه پرداز معاصر داشتم نقد و رد کنم.

سال ها پیش با وقوف به این که مخاطب فرهیخته و خلاق و آزاده که طبعاً فارغ از تعصبات ایدئولوژیک است مقهور و مرعوب قدرتی که در ذات دانایی و خلاقیت مؤلف است نمی شود، بر این باور بودم که مرگ مؤلف به حق تقابلی فلسفی ست با انسان خدایی و مرجعیت و شیخوخیتی که نویسنده را به مثابه دانای کل و قادری مطلق فراتر از مخاطب قرار می دهد و گفته بودم «در واقع مرگ مؤلف پیش زمینة فراهم آمدن فردیت خود مختاری ست که به قول آلن تورن گوهر جهان جدید است.»1

شبه مدرنيته و شعر شبه مدرن ما

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدي

روزنامة شرق، سال سوم،‌ شماره های 814 و 815،‌ 31 تیر و 1 مرداد 1385، ص 19

درآمد

هنوز معتقدم كه همه دستاوردهاي ماركسِ متفكر و ايدئولوگ، نه ماركس فيلسوف يا پيامبر را نمي توان ناديده گرفت و بر اين باورم كه اين عالم تيزهوش برخلاف همه بنمايه هاي آئيني اسطوره يي دستگاه ايدئولوژيك اش با وارد نمودن علم اقتصاد به حوزه تعليل و تحليل هاي تاريخي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي علاوه بر اينكه به اين گونه بررسي ها اعتباري علمي بخشيد، بر عمق و غناي آن ها افزود. و هنوز كتاب هايي از نوع «ادوار شعر فارسي از مشروطيت تا سقوط سلطنت»1 و «ايران در آستانه انقلاب مشروطيت و ادبيات مشروطه»2 و 3 را كه اولي درسنامه است و دومي شايد شرح و بسط يك سخنراني باشد و لاجرم هر دو مختصرند و ناكافي، رساله هايي معتبر مي دانم كه كم و بيش بر مبناي ماترياليسم تاريخي گفته و نوشته شده اند و مي توانند مبناي بررسي هاي وسيع تر و عميق تر و دقيق تري باشند و گمان نمي كنم طرح و پيگيري جدي مباحثي چون پايان تاريخ، پايان ايدئولوژي، پايان...

جهان مردانه، زنانه نويسي و رمانتيسم

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

مسعود احمدی

روزنامة شرق، شماره های 772 و 773، 8 و 9 خرداد 1385، ص 17

درآمد

به نظر مي رسد نه فقط براي گروهي از شاعران و نويسندگان بلكه براي عده يي از اهل تفكر و تأمل و فعالان آزادي خواه و مساوات طلب عرصه هاي اجتماعي به ويژه زنان اين سوء فهم پيش آمده كه مي توان برمبناي آراء و پيشنهادهاي پاره يي از فلاسفه، متفكرين و نظريه پردازن متأخر به زباني زنانه دست يافت كه خواه ناخواه محمل دنيايي ديگر است و طبعاً در تقابل با جهان يكه و مسلط مردانه. فارغ از اين كه اين طرز نگاه مبتني بر دو انگاري يا ثنويت است و ناگزير حاوي قضاوتي اخلاقي كه به ترجيح يكي بر ديگري خواهد انجاميد و در نتيجه قدرتي سلطه گر را باز توليد خواهد كرد، توجه به زبان به مثابه محمل هستي شناسي يي از نوع ديگر و وسيله يي براي مقابله با وضعيتي يك پارچه و قاطع كه در زبان مسلط و رايج متشكل و متعين گرديده است، مبشر اقتضائاتي تاريخي و ايجابي ست كه مطالبات زنان فرهيخته ما را نيز برنگاهي ژرف تر به موقعيت خود و دريافتي عميق تر از وضعيت موجود استوار كرده اند. لذا در حد بضاعت يك شاعر و مجال يك مقاله مي كوشم ضمن پرتو افكندن برگوشه يي از اين سوء فهم، با نگاهي گذرا به رمانتيسم كه به زعم من علاوه بر اين كه از بدو پيدايش رويكردي انقلابي و در تقابل و تعارض با وضعيت هاي موجود بوده و به همين دليل كراراً‌ بنابر اقتضائات زمانه متحول گرديده و ناگزير از تعريفي منسجم و جامع و مانع تن زده، نشان دهم كه دشمني با رمانتيسم خصومتي مردانه است كه بنمايه زنانه اين طرز نگاه، تلقي و يا جهان نگري باعث و باني آن بوده است و طبعاً انگيزه مذكرترين ها تا با تشبث به نازل ترين و سطحي ترين آثار رمانتيك دانسته و نادانسته در ابقاي وضعيتي بكوشند كه مولد اقتدار سركوب گر مردانه است. در ضمن مي خواهم به آن دسته از مدعيان پيشتازي كه كلمه رمانتيك را وسيله يي براي نفي، طرد و حذف ديگران و ديگرتران كرده اند، توجه دهم كه استفاده ابزاري از اين واژه جز برملا كردن بي مايگي، بي دانشي و تنگ نظري آنان حاصلي ندارد.

درك عوامانه از ذهن و زبان يا ترفند فرصت طلبانه؟

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

نگاهي به جريان مصنوع ساده نويسي در شعر

مسعود احمدي

روزنامة شرق، شماره های 1041 و 1043 ، 28 و 31 مرداد 1389

درآمد

تجربه نشان داده است كه هر رويداد مهم و لاجرم مؤثر سياسي، اجتماعي و فرهنگي مبتني بر اقتضائات و مطالباتي تاريخي اجتماعي ست، چنانكه پيداييِ مكتب امپرسيونيسم و مبشران آن كه بنيان گذاران هنر مدرن به شمار مي روند، نه معطوف به ارادة اشخاص كه مربوط به دگرگوني هاي بنيادي تري ست كه نخست انقلاب صنعتي و از پي آن انقلابات آزادي خواهانه يا بورژوا دموكراتيك را با خود داشتند. لذا آن نوآوري‌ها كه در حوزه هاي انديشه و علم و هنر ملاصدرا، شيخ بهايي، عباسي، ميرعماد و كليم و صائب و بيدل نمايندگان بارز آن ها هستند، با توجه به سير پُرگسست تاريخ تحولات اجتماعي اين جاي از جهان، پاي در تغييرات اساسي تري دارند كه خاندان صفوي را بر اريكة قدرت نشاندند1، همان طور كه انقلاب ناتمام مشروطه كه ورود مباحث اجتماعي و سياسي و حتي اقتصادي را به عرصة فرهنگ و ادب به مثابه امري ضروري و ايجابي با خود داشت و حضور و بروز بدعت گذاري مستعد و سختكوش چون نيما را.

حضور متافیزیک، مکتب و سبک

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

مسعود احمدی

روزنامة شرق، شماره 1063، 25 شهریور 1389 ، ص 13

درآمد

در غوغایی رسانه یی که اخیراً با عنوان مجعول و مشکوک «ساده نویسی در شعر» به راه انداخته اند، مقولاتی بنیادین را خلط و تحریف کرده اند که طبیعتاً نتایج اسف بار و جبران ناپذیری از پی خواهد داشت؛ از جمله ترویج و تثبیت ساده گیری، آسان طلبی، کاهلی و... که مآلاً به رواج ابتذال و نزول پسند در عرصة فرهنگ و هنر خواهد انجامید و طبعاً پیش و بیش از همه نسل جوانی را که آینده ادبیات این مرز و بوم متعلق به آن و به دست آن است به تباهی خواهد کشاند.

از برجسته ترین این مقولات انکار ربط بی واسطة ذهن و زبان، نفی همبستگی فردیت و سبک و... و به رغم همة مدعیات بی اهمیت جلوه دادن عملیِ زبانی ست که به ناگزیر در این جای جهان نیز اثر هنری مکتوب به ویژه شعر در آن شکل می گیرد. لذا این پژوهنده ناچار شد تا با اتکاء به هوش و درایت سرشار شاعران و نویسندگان جوان این آب و خاک، به حد بضاعت و ابعاد تعریف شدة یک مقاله به مفاهیم یاد شده بپردازد؛ مقولاتی که درک و درونی کردن آن ها جز با مطالعه و تدقیق مستمر، تأمل و تردید پیگیر در خوانده ها و شنیده ها، شناخت همه جانبه و دقیق زبانی که با آن می نویسیم و اشراف بر ادبیات مطرحِ هر کجای دیگر از گیتی میسر نیست.

شما اینجا هستید مقاله