پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 نامه از استاد حورا یاوری - 5

  • مشاهده در قالب پی دی اف

تکیه بر باد 

بیست و پنج سالی می‌شود که در پاسخ مرسولات خود ده‌ها نامة مهرآمیز از اساتیدی دریافت کرده‌ام که هر یک در عرصه‌هایی از دانش و فرهنگ و هنر صاحب مرتبه‌یی والا و مقامی رفیع هستند. با این که مجموع این نامه‌‌ها گنجینه‌یی‌ست از نثر پاکیزه و روان و زیبای فارسی و حاوی نکاتی بس ظریف و آموزنده و طبعاً سبب فخر این پژوهنده که روی سخن با وی بوده است، از آن‌جا که هرگز از تأییدها و تحسین‌های بزرگوارانه و محبانة نویسندگان نامه‌های مذکور تلقی‌یی جز تشویق و ترغیب نوآمده‌یی نداشته‌ام، جز در یک مورد به جد از انتشار آن‌ها خودداری می‌نمودم اما غوغای رسانه‌یی مشتی فرصت‌طلب تنُک‌مایه که دفع‌الرجال را به قحط‌الرجال گرفته‌اند، سرانجام وادارم ساخت که به نشر برخی از نامه‌های یاد شده تن دهم تا شاید پاره‌یی از جوانان صمیم و مستعد علاوه بر توجه بیش‌تر به خط و ربط فرزانگانِ سرزمین مادری و مکارم اخلاقی ایشان، بار دیگر به یاد بیاورند که تأیید عالم همان تکذیب جاهل است و استناد و اتکا به لفاظی‌های نااهل تکیه بر متکایی‌ست از جنس باد.

31Houra_Yavari_Web17 ژوئیه 1995

11 بهمن 1373

دوست عزیز، آقای مسعود احمدی

با سلام و آرزوهای خوب برای شما

رسیدن کتاب شما و یادداشت مهرآمیزی که همراه آن بود خوشحالم کرد. آشنایی من با شعرهای شما به سال‌های پیش برمی‌گردد و خوشحالم که چاپ مقالة مربوط به شعر خانم بهبهانی موجبات آشنایی بیشتری را با شما و شعرهایتان فراهم کرده است. یادم هست که آقای دکتر یارشاطر در یکی از «یادداشت»هایشان شعر شما را به صافی و روانی ستود بودند؛ صفتی که بگمان من تا بامروز ها با شعرهای شما باقی مانده است.

مقالة آقای مشیت علایی را قبلاً در نگاه نو خوانده بودم و یکبار دیگر هم بعد از رسیدن کتاب شما خواندم. نقد خوبی است و به خصوص از نظر دوره‌بندی مراحلی که شعر شما پشت سر گذاشته است- که در ارتباط با تحولات درونی و افت و خیزهای روانی شما به معنا می‌رسد- حاوی نکته‌های پراهمیت و قابل تأملی است. به نظر من بازنگری گذشته- بگونه‌ای که شعر شما تجلیگاه بارز آن است- دست کم در دو سه دهه آینده ویژگی اصلی شعر و ادبیات ما را تشکیل خواهد داد. نگاه‌کردن به گذشته‌ای که بن‌بست‌هایش- به زبان زیبای شعر شما- به جای عطر اقاقیا و عشق‌های کودکانه، صدای گلوله‌ها را پژواک می‌دهند و کوچه‌هایش دالان‌های بی‌انتهایی هستند بسوی درهای بسته، تجربة هولناکی است و موجب عرق‌ریزی روح و کاهش جان. گو این که به نظر می‌رسد که شما از این راه سنگلاخ به سلامت عبور کرده‌اید و شعرتان- که هرچه پیش‌تر می‌رود زلال‌تر و صافتر می‌شود- نگاه سالم و صافی شما را به جهان اطرافتان در خودش منعکس می‌کند. و این به خصوص در فرهنگ و تاریخ ما دستاورد کوچکی نیست. برگذشتن شما از گذشته و رهاشدنتان از زنهارهای از پای درآورندة سنت‌ها و آیین‌هایی که سویه‌های گوناگون هستی اجتماعی ما را در طی قرون دراز از هم جدا نگاه داشته‌اند سرآغاز مبارکی است بر تحوّلی که در شعر شما به صورت نیاز به نگاه کردنی به خلاف عادت بر جهان بازتافته است و باید به آن خوش آمد گفت. امیدوارم فرصت بیشتری برای آن آشنایی با شما و شاید هم دیدار با شما در این صفحات فراهم شود. ما یک آقای احمدی دیگر- یعنی دوتا، در واقع- در این‌جا داریم؛ دکتر سیروس احمدی و دکتر رامین احمدی- که این دوّمی خیلی به شما سلام می‌رساند. یکبار دیگر از نامه مهرآمیزتان تشکر می‌کنم و برایتان روزهای خوشی را آرزومندم.

با تشکر دوباره

حورا یاوری

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید نامه : 1 نامه از استاد حورا یاوری - 5