پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 نامه از دکتر صدالدین الهی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

تکیه بر باد 

بیست و پنج سالی می‌شود که در پاسخ مرسولات خود ده‌ها نامة مهرآمیز از اساتیدی دریافت کرده‌ام که هر یک در عرصه‌هایی از دانش و فرهنگ و هنر صاحب مرتبه‌یی والا و مقامی رفیع هستند. با این که مجموع این نامه‌‌ها گنجینه‌یی‌ست از نثر پاکیزه و روان و زیبای فارسی و حاوی نکاتی بس ظریف و آموزنده و طبعاً سبب فخر این پژوهنده که روی سخن با وی بوده است، از آن‌جا که هرگز از تأییدها و تحسین‌های بزرگوارانه و محبانة نویسندگان نامه‌های مذکور تلقی‌یی جز تشویق و ترغیب نوآمده‌یی نداشته‌ام، جز در یک مورد به جد از انتشار آن‌ها خودداری می‌نمودم اما غوغای رسانه‌یی مشتی فرصت‌طلب تنُک‌مایه که دفع‌الرجال را به قحط‌الرجال گرفته‌اند، سرانجام وادارم ساخت که به نشر برخی از نامه‌های یاد شده تن دهم تا شاید پاره‌یی از جوانان صمیم و مستعد علاوه بر توجه بیش‌تر به خط و ربط فرزانگانِ سرزمین مادری و مکارم اخلاقی ایشان، بار دیگر به یاد بیاورند که تأیید عالم همان تکذیب جاهل است و استناد و اتکا به لفاظی‌های نااهل تکیه بر متکایی‌ست از جنس باد.

Sadredin Elahi

چهارشنبه 12 اسفند 77- 3 مارس 99

دوست گرامی و نادیده آقای مسعود احمدی. با سلام بسیار و تشکر فراوان. نامة مهرآمیز شما که بتاریخ 11 بهمن نوشته شده بود چندی پیش عز وصول بخشید. دیروز هم چهار جلد کتاب مرحمتی سرکار را دریافت داشته و بسیار خرسند شدم. پیش از آن استاد عزیز1 من دربارة شعر شما با من صحبت کرده بودند و حقیقت آنکه من تا پیش از آن اصلاً از شما شعری نخوانده بودم. اما در شرح احوالتان نکته‌ای بنظرم رسید که شاید بتواند به آشنایی ما از کوچه‌های دوردست کمک کند.

دوست عزیز من دوستان کرمانی بسیار داشته‌ام که در میان آنها احمدی‌ها به فراوان بوده‌اند. احمدی مطلق که محمود احمدی هم‌کلاس دورة دبیرستان من بود و یکی از تیزهوش‌ترین آدمهایی که دیده‌ام، برادر کوچک عبدالرحیم احمدی. اینها در کوچه روبروی کوچه خانه پدری من تقریباً همسایه ما بودند و آن کوچه خانة پدری نام مؤید احمدی را داشت که وکیل مجلس دورة رضاشاه بود و نیز یک ضیاء احمدی باز هم‌کلاسی و هم درس من بود که سالهای جوانی را با او به افت و خیزهای شبانه گذرانیده‌ام. حالا شما که حدود نه سالی از من کوچک‌تر هستید از کدامیک از این احمدی‌ها هستید؟ خوشحال می‌شوم اگر از کوی آشنایی باشید تا بتوانم متاع خود را که صداقت است به شما عرضه کنم.

اما استاد عزیز من کتاب کوچکی از خانم طاهرة علوی برایم فرستادند که من بر آن مقدمه‌ای نوشته و بدون نام و به ملاحظة ایشان که نام بنده برایشان وضع قمر در عقربی بوجود نیاورد چاپ زدم که کپیه‌ای از آن را برایتان می‌فرستم. این خانم مایه‌های قصه‌نویسی را کاملاً دارد و اگر جداً بان بپردازد و گرفتار وساوس مدرنیسم بی‌سر و سامان امروزی نشود خیلی خوب خواهد شد.

در مورد کتابهای شعر شما می‌خواستم مشورتی با خودتان بکنم. بنظر می‌رسد که میتوان دربارة مجموعة نگاه شما به شعر حرفی زد اما می‌دانید که این بنده از راندگان درگاه خداوند باری تعالی هستم... آیا اگر چیزی برای شما بنویسم اسباب دردسرتان خواهم شد یا نه؟ نقد آقای حقوقی را بر شعر شما خواندم، بسیار منصفانه بود. فقط فکر می‌کنم نکته‌هایی را که این بنده دیده است ایشان ندیده‌اند منتهی همانطور که گفتم من کاری اگر میکنم در خارج از ایران است و طبعاً در حول و حوش نشریاتی که در آنجا حسن اثر ندارند اینرا به بنده بنویسید و از قول من خدمت خانم علوی بگوئید که نوشتن مثل تکان دادن گهوارة طفل است در شب که دیگر روز خنده آن کودک مُزد بی‌خوابیهای دوش را خواهد داد.

با اخلاص و احترام

                             الهی

 

پانویس:

1. مقصود استاد دکتر احسان یارشاطراند.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید نامه : 1 نامه از دکتر صدالدین الهی