پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



نقد شعر

از حماسه تا تغزل

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مشیت علایی

شعر مسعود احمدی

صداهای پرشورتر (نقد و تحلیل شعر)، مشیت علایی، نشر اختران، چاپ اول 1385، صفحات 9 تا 27

نسل جوان‌تر نویسندگان، به ویژه در دوره‌های پرتلاطم اما امیدبخش، غالباً کار خود را با وجهه سیاسی اجتماعی آغاز می‌کنند و اگر مشخصاً جانبدار یکی از ایدئولوژی‌ها باشند، به بیان صریح عقاید خود می‌پردازند، و حتی از تبلیغ و تهییج ابایی ندارند.

این‌گونه ادبیات، که می‌توان از آن با نام ادبیات ایدئولوژیک یاد کرد، غالباٌ با پیدایش تغییرات ناگهانی در مسیر جامعه، جای خود را به ادبیاتی می‌سپارد که مشخصة آن نمادگرایی است. حال، اگر هنرمند- که چشم‌انداز وضعیت جدید دیگر به چشم او امیدبخش نیست،- هنوز به باورهای خود وفادار مانده باشد، از نمادگرایی در حکم محملی برای بیان همان درون‌مایه‌های عقیدتی پیشین سود می‌جوید، اما چنانچه در صحت باورهایش دچار تردید شود به تصویر نمادین مفاهیمی عمدتاً غیراجتماعی روی می‌آورد- مفاهیمی که بیشتر از ذهنیت هنرمند رنگ می‌پذیرد تا عینیّت بیرون؛ مفاهیمی بدواً فردی، که ابعادی اخلاقی و فلسفی می‌یابند. اگر مجاز باشیم برای نشان‌دادن این دو وضع از اصطلاحاتی استفاده کنیم، می‌توانیم بگوییم که گونة اول به نمادگرایی عینی و گونة دیگر به نمادگرایی ذهنی متوسل می‌شوند. پیدایش ادبیات عرفانی و تصوف را، به تعبیری، می‌توان حاصل چنین تحولی دانست.

خانه تکانی روح

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مشیت علایی

نقدی بر مجموعة «روحی خیس، تنی تر و صبح در ساک»

خانه‌تکانی روح، مشیت علایی، ماهنامة نگاه نو، شماره 24، اردیبهشت 1374، صفحات 123 تا 133

صداهای پرشورتر، مشیت علایی، نشر اختران، چاپ اول 1385، صفحات 77 تا 89

آخرین مجموعة شعر مسعود احمدی- «روحی خیس، تنی تر و صبح در ساک»- همچون شعرهایی که بعد از آن در مطبوعات از او به چاپ رسیده بیان‌گر تداوم اندیشگی جریانی‌ست که با «روز بارانی» (1366) آغاز شد: جریانی که نقطة عطف زندگی هنری او بود. استمرار یک وضعیت در طی دوره‌يی نسبتاً طولانی می‌تواند نشانة تعامل مطلوبی باشد که میان دو طرف- هنرمند و جریان فکری- برقرار شده است. این وضعیت، به تناسبِ دخالت برخی عوامل، می‌تواند، نفیاً یا اثباتاً، دستخوش دگرگونی‌هایی شود. صمیمیت هنرمند و یگانگی او با آن تجربه، به ویژه اگر با ممارستی مداوم همراه باشد- چنان که در مورد احمدی صادق است- به غنا و پختگی بیشتری راه می‌برد اما، در همان حال، ممکن است به اقتضای گستردگی و ظرفیتِ موضوع، گهگاه، به بهای فرسودگی و لاغریِ موضوع نیز تمام شود، که نمود آشکار آن در تکراری‌شدن یک مضمون جلوه کند- که این نیز، به زعم من، در کار احمدی صادق است.

برگ‌ريزان

  • مشاهده در قالب پی دی اف

دکتر احسان یارشاطر

برگ‌ريزان، احسان يارشاطر، ايران‌نامه، سال هفتم، شماره 2، زمستان 1367، صص 209- 215

شكوفايي نويدبخشي كه پس از جنگ دوم جهاني در شعر و داستان‌نويسي ايران پيش آمد، متأسفانه دوره‌یي از ركود و درجاماندگي در پي‌داشت. در سال‌هاي 1340 و حتي 1350 شاعران و داستان‌نويسان عمده بيشتر همان‌هايي بودند كه در چند سال پس از جنگ نامشان بر زبان‌ها افتاده بود. در اواخر سال‌هاي 50 و اوائل 60 با طبع آثار نويسندگاني چون دولت‌آبادي و هومن و مرادي و طبع آثار تازه‌یي از دانشور و ميرصادقي و امير شاهي و فصيح جنبش تازه‌یي در داستان‌نويسي پديد آمد اما در شاعري اسامي مشهور همان اسامي قديم ماند و در ميان شاعران تازه‌تر كسي كه نوآوري شاملو يا حماسه‌سازي اخوان ثالث يا خيال سبكپاي سپهري يا بلاغت و تخيل نادرپور يا صيقل بهبهاني و يا لطف غنائي كسرائي و ابتهاج و مشيري را ارائه كند، ظاهراً ظهور نكرده است.

بر پُشت خارپُشت در آرزوی خواب

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مشیت علایی

نقدی بر مجموعۀ بر شیب تند عصر

مجلۀ دنیای سخن، شماره 75، مرداد و شهریور 1376، صفحات 72 تا 74

صداهای پرشورتر (نقد و تحلیل شعر)، مشیت علایی، نشر اختران، چاپ اول 1385، صفحات 89 تا 97

تازه‌ترین مجموعه شعر مسعود احمدی، «بر شیب تند عصر»، دربرگیرندة اشعاری‌ست که وی در فاصلة سال‌های 1373- 1371 سروده، و تقریباً از تمامی جهات دنبالة مضمونی، موضوعی، زبانی و ساختاری «روحی خیس، تنی‌تر و صبح در ساک» (1371) است، که خود حاصل تداوم راهی بود که منزل نخست آن را ده سال پیش از این با «روز بارانی» (1366) آغاز کرد.1 احمدی، همچنان که در دفترهای پیش ازین، مرثیه‌گوی انسان معاصر است؛ انسانی به ستوه آمده از حیاتی یک‌رنگ یا بی‌رنگ؛ جدا مانده از خود؛ دورافتاده از دیگران؛ لهیده زیر بار مرده ریگی چند هزار ساله؛ ناقص و درمانده از حضور مسلط چهره‌های حماسی و اساطیری. به زعم احمدی، انسان کنونی همان‌قدر که اسیر تکرار فرساینده و غیرانسانی ضرباهنگ زندگی امروزی‌ست، تکیده و زخم خوردة گذشته‌یی‌ست که سنت قهرمان پرستی ذهنیت و فرهنگ او را شکل داده‌اند. یک راه ترمیم این زخم‌های اجتماعی و تاریخی- چنان که از شعرهای این دفتر برمی‌آید- قهرمان‌ستیزی، سنت‌زدایی و دوست‌داشتن است، و لازمة آن «انکار پدر» است از سویی، و برخورداری از عشق زنی، که ترجیحاً همسر باشد. طرح این نکتة اخیر، احمدی را به بیان خطابه‌یی و معلم گونه‌یی می‌کشاند که اوج آن را می‌توان در شعر ضعیف «آبروی آدمی» دید، شعری که نه فقط به لحاظ ادبیت آن هیچ چیز قابل توجهی ندارد، بلکه به جهت افشای موضعی تماماً سنتی قابل توجه است- موضعی که؛ علی‌الظاهری احمدی چه در شعرها و چه در مقاله‌هایش، همواره خود را معاند سرسخت آن قلمداد کرده است. اگر این حرف احمدی راست باشد که ذهنیت انسان امروز هنوز اسیر چنبرة سنت است، یکی از مصداق‌های آن را باید در سرودن شعر پندآمیز (didactic) دید- یعنی تجلی‌گاه وسوسة دخالت آشکار ایدئولوژی در شعر. وسوسه‌یی که هنوز احمدی خود را به تمامی از آن نتکانده است، و گه‌گاه حضور مواعظ و حِکَم سعدی‌وار نه فقط به پیکرة تصویری و تخیلی پرطراوت شعر او لطمه می‌زند، بلکه خواننده را با قراردادن در برابر تناقضی حل ناشدنی گیج می‌کند؛ اما، این وضع شاید نهایتاً تعبیر بیان خود شاعر باشد که «گویا هنوز مُردگانند که نمی‌گذارند».2

ناگهان تندر

  • مشاهده در قالب پی دی اف

ابوالفضل پاشا

رونامة اطلاعات، شماره‌های 20848، 20854، 20860 و 20866، مورخ 6، 13، 20 و 27 شهریور 1375

اگر عناوین مجموعه‌های شعر مسعود احمدی را مورد توجه قرار دهیم، از برآیند آن‌ها به مفهومی خاص می‌رسیم. مفهومی مانند «سفر، پاییز، انتظار». عناوین شش مجموعة شعر احمدی به قرار زیر است: «زنی بر درگاه»1، «روز بارانی»2، «برگریزان و گذرگاه»3، «دوندة خسته»4، «قرار ملاقات»5، «روحی خیس، تنی تر و صبح در ساک»6. از مطابقت این نام‌ها به مفاهیمی می‌رسیم که این مفاهیم عناوین این شش دفتر را به هم مربوط می‌کند. آنچه از نام مجموعة «زنی بر درگاه» رخنمون می‌شود سفری‌ست که آغاز شده و قرار است مسافری به مقصد «برسد» یا آنکه به مبداء «برگردد» و برای همین زنی بر درگاه انتظار ایستاده است.

شما اینجا هستید نقد