پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



برگریزان و گذرگاه

یک شعر از علیرضا راهب

مجموعه شعر

چاپ اول زمستان1366

گزیده یی از کتاب:

و من اسبم

سوارم من

و من اسبم

چنان چون هر زن و مرد و جوان و پیر

و خود با دست خود بر گُرده­ی خود می نشانم زخم صدها تازیانه

از طلوع فجر تا شبگیر

 

 

هیونم من

هیونی بر نشسته بر سر زینی به پشت خویش

تن وجانش ز دست خود سرا پا ریش و پر تشویش

 

 

هم از این روی بیزازم

ز هر چه اسب و هر چه  راه و هر رهدار

توام بگشای در  کاینک منم در پشت در

چونان یکی سردار

 

 

هزیمت رفته سربازی

که بنهاده سلیح و اسب و می خواهد

ز جوبار بلند بامدادان در کنار تو بیاشامد

 

 

به فردا هر چه خواهی باش

 

پسینگاهان می آیم همچو آواری و می مانم به پشت در

توام لبخند ه بر لب می گشایی در

به گاهی که مرا جز بازگشتن راه دیگر نیست اندر یاد

 

 

چه می بینم درون چشم های تو؟

نگاهم را که لبریز است از یال و دم اسبان رنگارنگ خوی کرده

و گیسوی هزاران مرد و زن تابیده در انبوه یال و دم به دست باد

 

 

صدای بستن در

خلوت خانه

و گرم آوای تو می آردم با خویش

 

 

خوشا رفتن

خوشا باز آمدن      آری

یک امشب را به خلوت با من از این پنجره کَش تازه بگشادم نگاهی کن

 

 

به فردا هر چه خواهی باش

شما اینجا هستید کتاب : برگریزان و گذرگاه