پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



دونده خسته

2 شعر از الهام اسلامی

مجموعه شعر

چاپ اول پاییز1367

گزیده یی از کتاب:

رنگین کمان

اندوه زیستن

ابریست تاریک

در چشم های ما

رنگین کمان را

نگاه آفتابی می بیند

 

 

نان

از خانه بیرون می شویم

پیش از طلوع

و به خانه باز می آییم

از پس غروب

 

گرده­ ء نانی مجال مان نداد

تا قرص آفتاب را ببینیم

 

 

میهمانی

لبخنده بر لب

چشم از جهان فرو بست

 

که می داند

شاید به واپسین دم

به میهمانی یی می رفت

با پیراهن ژرژت و کفش های ورنی

 

 

بی هر سخنی

گفتند با لهات       به سر پناهی

و صدات       به نانی

 

بی هر سخنی

بال زنان و آواز خوان

در برهوت یخین ناپدید شد

 

 

در انبوه برف

پرنده آواز خوان

از شاخه فرو افتاد      در انبوه برف

 

کودک گنگ

پیشانی به شیشه داد و زار گریست

 

 

چلچراغ

روشنایی که برفت

چلچراغ پرده را       بیاوردند

 

 

وقتی که تو...

جاری و زلال و خنک

در خویش می گریم

وقتی که تو

تمامی عطش ات را

به ماندابی فرو می نشانی

 

 

چکنم

ببارم

چتر می گشایی

بوزم

پناهی مي‌جويي

 

چه كنم

كه از باران و از نسیم

روي گرداني؟

 

 

باید كه

درم

نمي‌گشايي يم

 

پلم

نمي‌پيمايي‌يم

 

باید

كه بفرسایم اندک اندک

در غربت خويش

 

 

سر پناه

به قدر سر پناهی کوچک

برگرده راه نیم

تا دمی در من بیا سایی؟

 

 

غربت

غربتِ من

تنهايي سايباني كوچك

برگردة راهي متروک

 

شما اینجا هستید کتاب : دونده خسته