پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



در زیر پوست انگشت‌های دست چپم

در زیر پوست انگشتهای دست چپم

مجموعه شعر

چاپ اول بهار 1395

 گزیده‌یی از کتاب:

همان‌طور که با روحم     با صدام     با تنم

 

نباید

خیلی شبیه من باشد

که نیست     کسی که در کنارم است

اما او نیز

به شکل فنجان رغبتی دارد

به ریخت درخت     به قوارة باران     بالاخص در پائیز

و به نیامدن آن کس

که هرگز نبوده است     نیست     نخواهد بود

 

لاجوردی را می‌شناسد

آسمان و دریا     و زورقی را که تا آن‌طرف ابدیت فقط برای دو نفر جا دارد

 

در برابر این‌همه تباهی

وا نمی‌دهد     نمی‌دهد خودش را به دست باد

و با مردگانش در می‌افتد     که نیفتد

به اعماق این باتلاق     به ژرفای این منجلاب بی‌ته

 

او هم

از واژه‌ها متنی می‌سازد

که فردا در نانوشته‌های آن است

با خیابان‌ها و خانه‌های مملو از شعور     سرریز از شور و نور

 

نباید

خیلی شبیه من باشد

که نیست     کسی که در کنارم است

اما با کلمات به نرمی رفتار می‌کند     به گرمی

همان‌طور که با روحم     با صدام     با تنم

 

بهمن 1391

 

 

... و ساعت مچی من

 

من

تنها با تنم به تو نرسیده‌ام نرسیده‌ام     از نگاه پدر

که هی

خلاصه‌ات کنم     کوچک     مختصر

در شکل چشم

رنگ مو     ریخت دهان و قوارة ابرو

و در آن تن

که هر مذکر را کر و کور می‌کند     دست هر نر را رو

 

باید

در حرف‌هات به خودم می‌رسیدم     و به آن زن

که در بدن متوقف نیست     در بستر تمام

و غایب

در گفته‌های خودش     در هر چه با صداش

 

راستی

کی به عقب برگردیم     بگردیم

در اتاق

لابه‌لای شب     تو به توی بوی شببو

به دنبال بند مو

النگو     گوشوارة تو و ساعت مچی من؟

 

اردیبهشت 1384

 

 

هنوز     از آن روز

 

هنوز

از آن روز     میان تُشک

ردِ اندام تو     لبالب از آب باران

و کنار این برکه

تخم پرندگانی کوچک     لابه‌لای علف و شبدر

 

هنوز

بر پاتختی     کنار وحشت ما

مشتی موگیره     جفتی شانه و یک انگشتر

و پشت در

نجوای آمدگانِ از دیروز     پچپچة رفتگانِ در لباس‌های به روز

 

من نیز

هم از منجی می‌ترسم     هم از پسرانِ این همه شبیه پدر

اما نه آن قدر

که از خودم دست بکشم     از تو

و خط بکشم

بر جسمم     جانم     بر هر دو

 

تیر 1389
شما اینجا هستید کتاب : در زیر پوست انگشت‌های دست چپم