پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از احمد قربان‌زاده

  • مشاهده در قالب پی دی اف

کدام پنجره‌ی دنيا؟

 

مردی را می‌شناسم که

بدون اجازه می‌توانم

به نام کوچک‌اش بخوانم و بگويم:

        - سلام آقای نلسون!

خوشوقتم که همزمان با شما

در جهان زيسته‌ام

آقای نلسون!

شما هر روز با آفتاب می‌آييد

کنارم می‌نشينيد

چهره‌ی خاکستری‌تان را

با حوله‌ی سفيد خشک می‌کنيد

با من صبحانه می‌خوريد

روزنامه می‌خوانيد

و می‌بينم چشمان‌تان قرمز می‌شود

آقای نلسون!

من سال‌ها از پشت ميله

برای شما دست تکان داده‌ام

اما خجالت کشيده‌ام بپرسم:

((بعد از شما وقتی دل‌ام گرفت

به کدام پنجره‌ی دنيا نگاه کنم))

آقای نلسون!

شما به مهربانی

به عشق

به زيبائی

و بيشتر به ((نلسون ماندلا)) شباهت داريد

خوش به حالتان

و با همه بزرگواری در قلب‌ام خاطره می‌شويد

خوش به حال من

نظرات  

 
+42 #2 فريد 1393-01-19 11:48
اقاي قربانزاده چراسايت خودشان راراه اندازي نمي كنندوياادرس ايميل ندارندكه باايشان تماس داشته باشيم
نقل قول
 
 
+42 #1 غفاري 1392-12-04 21:36
باسلام اقاي قربانزاده عزبز هروقت شعري ازشمارامي خوانم بياد سال1350مي افتم ايكاش مي شدسالهارابه عقب بردودرضمن برايتان عرض كنم هروقت شعري ازشمامي بينم احساس مي كنم همان سن وسال جواني هستم شعروياهرمطلبي كه ازشمامي بينم خيلي شادم مي كنه هميشه شادوسلامت باشيد
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر گیلان : 1 شعر از احمد قربان‌زاده