پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



3 شعر از مهرگان علی‌دوست

  • مشاهده در قالب پی دی اف

بعضی‌ها

 

بعضی‌ها از تسهیلات هسته‌ای ایران

بعضی‌ها از آمپول

بعضی‌ها از آمدن پول برق

بعضی‌ها از نیامدن مسیح

من اما از اینکه بگویم دوستت دارم می‌ترسم

 

 

فاصله‌ی طبقاتی

 

مارکس

طبقه‌ی همکف پیاده می‌شود

کاپیتالیسم

طبقه‌ی آخر

من ساکم را بسته‌ام

می‌خواهم از این آپارتمان بروم

به من که می‌رسد

برق می‌رود و

من در این آسانسور گیر می‌کنم

 

 

خرمگس

 

چه چیز شنیده است؟

که اینگونه خودش را به پنجره می‌کوبد

خرمگس

 

کلافه از چیست؟

هی برعکس می‌افتد روی کاشی و

می‌چرخد

هی خودش را به در و دیوار می‌زند

 

نه پایش را دارد مثل خر توی گل گیر کند

نه حسش را مثل مگسی دور شیرینی

شاید مثل من از نقش خود خسته است

 

حسی بهم می‌گوید با مگس‌کش او را بکشم

یا جاروبرقی را بردارم و به جانش بیافتم

شاید سگ اگر بود

جانش را در اتوبان از دست می‌داد

یا اگر پرستویی

دیگر به خانه‌اش برنمی‌گشت

 

مثل اصابت هواپیما به برج‌های دوقلو

دلیل سیاسی دارد ناراحتیش

یا نه کسی را از دست داده است

که اینگونه سرش را به دیوار می‌کوبد؟

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر گیلان : 3 شعر از مهرگان علی‌دوست