پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و من

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

سالروز ولادت خجسته استاد شفیعی کدکنی بر همة فرهیختگان مبارک است.

از جناب مهدی برهانی همشهری فاضل و مهربانم سپاسگزارم و خواهم بود که خواهش مرا پذیرفتند و اجازه دادند که به همراه ایشان به حضور استاد کدکنی شرفیاب شوم و برای اولین‌بار به زیارت یکی از مفاخر ملی سرزمین مادری نایل آیم.

پیش از آن، اغلب آثار منتشره آن استاد گرانقدر از «شبخوانی» تا «در کوچه باغ‌های نیشابور» و «بوی جوی مولیان» و از «موسیقی شعر» تا «صورخیال در شعر فارسی» و «ادوار شعر فارسی» را به دفعات و با وسواس خوانده و به حد بضاعت بهره‌ها برده بودم اما در آن دیدار که به روز دوم فروردین 1371 در منزل آن بزرگوار واقع در یکی از خیابان‌های فرعی بلوار میرداماد تهران اتفاق افتاد، به راستی مصداق بارز این جمله را به چشم دیدم «درخت هرچه پربارتر سرفروافکنده‌تر».

آخر باورکردنی نبود که عالم و هنرمندی با آن مقام و مرتبه، چنان فروتن و فراخ‌نگر و مهربان باشد که «زنی بردرگاه» اولین مجموعه شعری تازه‌کاری چون مرا که طبیعتاً جُنگی از مشتی سیاه‌مشق خام بوده و هست، به یاد آورند و به عمد نام ببرند و به اشارتی برسلامت زبان آن صحه بگذارند تا نوآمده‌یی را که در غرقابی از تنگدستی و سراسیمگی و... دست و پا می‌زند، دل دهند و امید و با اهداء نسخه‌یی از «موسیقی شعر» که به سایه دست خود مزین نمودند، اکرام را به اتمام رسانند.

خامی‌ها و پریشان احوالی مجال نمی‌دادند که تنگی وقت و حوصلة استادی با آن مایه و پایه را درک نمایم و کم‌تر مصدع شوم. لذا بارها نه‌تنها با بردباری مزاحمت‌های تلفنی‌ام را متحمل شدند بلکه هر تقاضای مزاحمت حضوری‌ام را نیز با خوشرویی پذیرفتند.

به یاددارم بنابر قراری قبلی، در غروبی زمستانی به دیدارشان رفتم. از اوضاع و احوال چنین برمی‌آمد که باید همراه همسر ارجمندشان به جایی بروند، با این حال صبورانه گستاخی مرا تحمل نمودند و با دقت به قطعاتی از دفتر «صبح در ساک» که تازه برای چاپ و نشر آماده شده بود، گوش سپردند و با ظرافت و رأفت به بعضی کاستی‌ها اشاره کردند.

کم و بیش، دو سه سالی به همین منوال گذشت تا این پژوهنده آرام و قراری یافت و دانست که بیش از حد زحمت‌افزا بوده و لاجرم از سر شرمساری روی پنهان نمود.

تهران- شهرزيبا

19 مهر 1392

 

نظرات  

 
0 #1 مهرداد بهار 1392-08-09 13:34
درود استاد احمدی گرامی

خداوند سایه شما و آن بزرگوار را از سر ادبیات غنی ایران زمین کم نکند. خوشا به سعادت شما

در پناه حضرت دوست باشید
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید یادداشت : استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و من