پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



یادداشتها

هنرمند دولتی یا مستخدم هنرمند

  • مشاهده در قالب پی دی اف

به راستی بیش از دو سه بار، آن هم در حد چند یا چندین دقیقه توفیق زیارت آقای عبدالجبار کاکایی را نداشته ام و خواه ناخواه آشنایی من با جهان بینی، باورها، مواضع سیاسی، پسندها و... ایشان از طریق آثار این شاعر بوده است و لاجرم مختصر و ناکافی. با این اوصاف چنانچه راوی مغرض نبوده باشد، شنیده ام که مشار الیه در مصاحبه یی مندرج در یکی از روزنامه ها، مقولة هنرمند یا شاعر دولتی و غیر دولتی را به جد نفی و انکار کرده اند و با استناد به دریافت حقوق از دولت، اغلب هنرمندان یا شاعران را دولتی دانسته اند. 

شیوه پدرانة تخفیف و تحقیر جوانان

  • مشاهده در قالب پی دی اف

در این چند سال اخیر، پاره یی از میانسالان و سالمندان متأثر از ترغیب و تشویق رفقای قدیم و دوستان نویافته شان که بعضاً دست اندرکار جوایز هنری اند و یا در نهادهای متولی این جوایز نفوذی دارند، پس از شرکت در مسابقه و احراز رتبة اول از پیش معلوم شده، با این عنوان که به نفع جوانان از دریافت جایزه خودداری می کنند، خواه ناخواه و مآلاً به تخفیف و تحقیر رقبای جوانی مبادرت می ورزند که گاه آثارشان از هر بابت بردستاوردهای این پیشکسوتان ارجح و اصلح است. کاش جایزه را دریافت می نمودند و اجازه می دادند که اهل فرهنگ میزان دادگری داوران را ببینند و بداند که ما با خود چه می کنیم.

تهران- شهرزیبا

اردیبهشت 1390

دویدن در تنهایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

دویدن در تنهایی در نمایشگاه کتابdavidan2

پس از چاپ دوم مجموعه شعر «برای بنفشه باید صبر کنی» که در بهار 1384 ممکن شد، بنا به اظهار ناشرین طرف قرارداد، دو مجموعه شعر و یک مجموعه مقاله این پژوهنده پس از ماه ها معطلی از اخذ مجوز بی نصیب ماندند.

چنین کنند بزرگان

  • مشاهده در قالب پی دی اف

نه هر که طرف کُله کج نهاد و تند نشست

کلاهداری و آئین سروری داند

حافظ

میان محمد مختاری و سردبیر «فرهنگ توسعه» اختلاف نظر و تفاوت سلیقه یی پیدا شد که سرانجام ادامة همکاری آنان را ناممکن کرد. نگارنده در آن سال ویرایش برخی مقالات نشریه مذکور را بر عهده داشت و از پی مرگ غریبانه و دلخراش آن عزیز، مسئولیت بخش ادبی مجله یاد شده گریبانش را گرفت.

سلاح اسقاطِ ترور شخصيت

  • مشاهده در قالب پی دی اف

اگرچه ميان شبه روشنفكران نيز معمول و متداول است كه با پليدترين شيوه ها مخالفين و منتقدين خود را مرعوب و منكوب كنند اما هنوز براي من باوركردني نيست كه كار اين دنائت و شناعت به اين جا كشيده باشد كه با صدور فراخواني با عنوان «نخستين دورة‌ جايزه ادبي استاد مسعود احمدي» و ارسال آن براي عارف و عامي به تخريب و ترور شخصيت مخالف و منتقد خود بپردازند؛ گيرم كه دو تن از اعضاء دارو دسته يي معلوم الحال با ارسال پيام هاي تهديد آميز به «www.masudeahmadi.blogfa.com» كه نام و نشان وبلاگ من است، زمينة‌ هر گونه تصوري را فراهم آورده باشند.

شما اینجا هستید یادداشت