پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



هنر اصیل و کارکردهای بی‌مانند اجتماعی و سیاسی آن

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

در این مختصر بحث بر سر ادبیات اصیل و مؤثر است، نه دربارة هنر صنعت یا آن دسته از محصولات به اصطلاح هنری عوام‌فریبانه‌یی که با اهداف از پیش تعیین‌شده و بلکه تعریف‌شده به طرزی انبوه تولید می‌شوند و طبیعتاً از ماهیت و جوهرة هنر و کارکردهای عمیق و ماندگار آن بی‌بهره‌اند و خواه ناخواه زودیابند و دارای تاریخ مصرف. این نه به معنای نفی سادگی در شیوه‌های ارایه و بیان است و نه به مفهوم انکار آن هنر و ادبیات حماسی سیاسی اصیلی که در وضعیت‌های ویژه تاریخی اجتماعی بنابر ضرورت و به حکم شعوری شورمند، عواطف و احساساتی غنی و عمیق و سجایای اخلاقی‌یی چون صداقت، جسارت، صراحت و... پدید می‌آیند و توانایی‌های فنی و حرفه‌یی بالاخص تسلط کافی بر ابزار کار در ساماندهی هنری آن‌ها نقش بایسته و بارزی داشته‌اند.

به هر حال نگارنده بر این باور است که هیچ هنر اصیلی نه بر مبنای فرامین مستتر در دستگاهی ایدئولوژیک پدید می‌آید، نه صرفاً براساس واقعیات زودگذر اجتماعی سیاسی. و نیز معتقد است که شالودة هنر اصیل هستی‌شناسی منفرد و ممتاز هنرمندی مجهز و مسلط به ابزار کار است که مخاطب را از آستانة لذتی هنری لایه‌به‌لایه به اعماقی بکر و ناشناخته می‌برد که در نهایت مشاهدة هستی‌شناسی‌یی نامتعارف است و در تقابل با باورهای موروثی و کهن.

خالقین چنین آثاری نه منجی‌اند، نه پیامبر و نه پیشوا که تصریحاً یا تلویحاً راه رستگاری را بنمایانند و نه در پی نام و نان و جا و جاهی هستند تا فرصت‌طلب باشند و اهل داد و ستدهای حقیر و زد و بندهای سخیف. به همین روی اگر رئالیست‌های بزرگ به یاری نگاهی تیزبین واقعیات دردناک را در برابر دیدگان انبوه خوکردگان به درد و سرنوشت باوران می‌گذارند، اگر ناتورآلیست‌های برجسته به مدد نازک‌بینی و غلو با برون‌کشیدن امعاء و احشاء لاشة گندیده جهان خواب خوش بی‌خیالان و خوش‌خیالان را آشفته می‌کنند، و اگر رمانتیست‌ها و سوررئالیست‌های زبده به کمک تخیل و تصور و تکیه بر عواطف و احساسات و... علاوه بر تقابل با مکانیزم‌های خنثی‌سازی و شیئی‌گردانیِ ساز و کار سرمایه‌داری نوین، هستی‌ها و مآلاً هستی‌شناسی‌های دیگر و دیگرتری را در برابر هستی و هستی‌شناسیِ یکه و خلل‌ناپذیر آبا و اجدادی قرار می‌دهند، مبدعین پوچ‌گرا و برجستة هنر ابسورد (absurd)، اگزیست‌های اخلاق‌گرای بایسته و هیچ‌انگاران تاریک‌بین و سیاه‌نمای شایسته، واقعیات نهان و هولناکی را عیان می‌کنند که نظم مستقر سرمایه‌داری واجد و موجد آن‌ها بوده است.

«کرگدن» و «در انتظار گودو» را به یاد آوریم، «طاعون» و «بیگانه» و البته «مسخ»، «محاکمه» و «قصر» را و هم...

تهران- شهرزيبا

30 مهر 1392

 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید یادداشت : هنر اصیل و کارکردهای بی‌مانند اجتماعی و سیاسی آن