پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



چهره‌سازی‌های فیسبوک

  • مشاهده در قالب پی دی اف

مسعود احمدی

مقالة عالمانه و هوشمندانه اساتید ارجمند آقایان مراد فرهادپور و مازیار اسلامی را که در وبگاهی با عنوان «یادداشتی در باب چهره‌سازی‌های فیس‌بوک» مندرج است، بی‌کم و کاست و با ذکر مأخذ در بخش مقالات این وبگاه آورده‌ام اما از آن‌جا که اغلب اهالی این سرزمین مجازی را یا توانای به درک مفاهیم این‌گونه مقالات نمی‌دانم، یا صاحب حوصله‌یی که از ملزومات تأمل و تدقیق است و یا دارندة فرصت و مجال کافی، فراز‌هایی از مقالة یاد شده را در زیر این مختصر می‌آورم تا شاید شمار بیش‌تری به مطالعة آن راغب شوند.

«اکنون دهه‌هاست که ما همگي ساکن دهکده جهاني هستيم، دهکده‌اي درست با همه مشخصات خوب و بدي که اجتماعي از آدميان را در قرون وسطي به رعاياي دست‌به‌سينه و به تعبيري «دهاتيِ» ارباب بدل مي‌ساخت. بي‌شک حتي در دهکده‌هاي قرون وسطي نيز مي‌توان ويژگي‌هايي يافت که با حرکت اجتماع بشري به سوي رهايي و رستگاري سازگار بوده است. اين امر در مورد دهکده‌‌ي جهاني ما نيز صادق است، جايي که رسانه فراتر از حامل پيام يا خود پيام بودن اکنون به سازنده‌ي اصلي واقعيت بدل گشته است، آن‌هم به نحوي که هر سه ضلع موضوع و محتواي خبر، مجراي انتقال خبر و نهايتاً حتي دريافت‌کننده خبر در مقام سوژه اجتماعي، جملگي چيزي نيستند جز برساخته‌هاي اين رسانه. به همين دليل به درستي مي‌توان گفت که براي ما دهاتي‌ها و رعيت‌هاي مدرن و پست‌مدرن، رسانه نيز در کنار سرمايه و دولت يکي ديگر از اسامي يا «چهره‌هاي» ارباب است.

از طريق فيس‌بوک است که ما دهاتي‌ها فانتزي‌هاي خود را به اشتراک مي‌گذاريم و در مقام سوژه‌هايي سخن‌گو لذت (و همچنين قدرت و ايمان و ...) را از طريق ديگري، ديگران يا ديگري بزرگ تجربه مي‌کنيم؛ يعني با فانتزي‌هايي که درباره بهره‌مند‌شدن اين ديگري يا ديگران از لذت (يا قدرت و ...) مي‌سازيم، همان لذتي که قاعدتاً از ما دزديده‌شده و حق ما بوده است. بدين‌سان، فيس‌بوک به ما «عين‌الله»‌هاي عضو اجازه مي‌دهد تا در غيبت «صمد و ليلا» ساعات خالي و ابلهانه‌مان را با حکاياتي در باب لذت و بلاهت ديگران پر کنيم. و البته بر اساس همين ديالکتيک کلي و فردي‌شدن، سوژگي ما نيز محصول مشارکت‌مان در اين خودارضايي همگاني و بالاتر رفتن تعداد «لايک‌ها» و «شير»هايي است که مي‌گيريم. از اين‌رو تمامي اعتبار و قدرت ما در مقام سوژه ناشي از «بيلاخ‌ ترافرازنده» ‌(Transcendental thumb-up)اي است که ديگران به ما مي‌دهند و انتظار رجعت آن را نيز دارند، هر چند نه به شکلي واژگونه.

بدين‌طريق است که، چنانچه در همين اواخر شاهد بوديم، افراد حتي آرا و نظرات سياسي متکي بر «حجت‌هاي فلسفي» و «تحليل‌هاي طبقاتي» خويش را يک‌شبه، به حراج مي‌گذارند، و از طريق همين رسانه، يعني در خود فيس‌بوک، محبوب‌شدن و محبوب‌ماندن را به پايبندي به باورهاي خويش ترجيح مي‌دهند.

اين ما هستيم که بايد در عرصه‌اي فراتر از جهان مجازي و در مقام سوژه‌هايي خودآيين هرگونه ابزار تکنولوژيک و از جمله فيس‌بوک را به خدمت گيريم. اما خيره‌شدن به «فيس» ديگري بزرگ و بيان خوشحالي يا هراس از بالا و پايين رفتن لايک‌ها، گم‌کردن خود در فانتزي هاي ابلهانه ديگران و دو دستي چسبيدن به شايعات، حسادت‌ها، فحاشي‌ها،‌ عشوه‌ها، ‌عقده‌گشايي‌ها، ‌توهمات يا هر تخته‌پاره‌ي ديگري براي غرق‌نشدن، سرنوشتي است که حتي دهاتي‌هاي ساکن در دامنه «قصر» رمان کافکا نيز به گنديده و خوفناک بودن آن واقفند.»

تهران- شهرزيبا

29 مرداد 1392

 

نظرات  

 
0 #2 نازی 1395-03-23 21:12
این مقاله بسیار جالب بود و من برای همین فیس بوک ندارم فکر میکنم تلفن خودم را اشتباه دادم شماره من
00133601935431
است. شب خوبی داشته باشی
نقل قول
 
 
+1 #1 ولد زن 1392-06-10 02:49
متن که به ضرورت نوشته شده و به ضرورت انتخاب شود مخاطبی ناگزیر دارد . جاوید شاد.
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید یادداشت : چهره‌سازی‌های فیسبوک