3 شعر از ارسلان باقری - 2

1

 

یک گله پروانه

درختی خشک را شکوفه باران کرده‌اند

دوست داشتن او این گونه است

 

 

2

 

صدایم کن

مثل وقتی که باد

پرده‌های پنجره را...

اصلن!

میمی انتهای نامم بگذار

تکانم بده

چون پرده‌های پنجره

که باد را...

 

 

3

 

انگشت‌هـایت

یخ‌کرده بود

خواستم دکمه‌ی لباست را ببندم

عاشقت شدم