2 شعر از مریم اسماعیلی

1

 

اینجا دختری بود

با موهای بلند

چشمانی پف‌کرده

و افکاری باکره...

دیر کرده‌ای خدا

همه‌اش را

با بوی تلخ پیراهن مردی از نفس افتاده،

طاق زدم...

 

 

2

 

به سرعت باد می‌آیی

چند قدم مانده به نفس‌هایم

تخت خوابم را

زیر اعتصاب کینه‌هایت به گند می‌کشی

و اتاق،

که بوی تعفن خستگی‌هایمان را جیغ می‌کشد