2 شعر از مسلم سرلک

1

 

داغ گلوله‌ها

بر زخم کودکانه‌‌ی

اجدادم

تناسخ زخم است و

طنین سرب

که راه

به شرق تو برد

روزی که زین

بر حریر سنگ افتاد و

مادیان ایل

پا در رکاب تو کرد

 

 

2

 

صدای گلوله در هوا

پیچید

غزال افتاد

باد می‌دوید...