1 شعر از مسیح رنجبر

1

 

بعد از تو سیگارم ادامه دارد

کشیدگیِ دود وُ نورِ هر جهنمی

که اردیبهشت را

با ریختِ همه‌ی حساسیت‌های

مزمنِ بعد از حالا مبتلا می‌شوم.

مثل مستراحی که گاهی

یک خلآ حس را دفع می‌کند

وُ

فحش‌هایی مثل کثافت

که از عطر صابون‌های دریغ هم پر نمی‌شود.

به هر حال هر چیزی که هرگز

مثل سنگ شانه‌ی شعرم به سینه می‌زنی

به این هم فکر می‌کردی؟

روزی از شانه‌ی هم خالی شویمُ

خواب نرفته‌ای نداشته باشی

که از جوانب لرزان صدایم

دوباره شویُ تا سر حد مرگ...

پیش از آنکه فکر کنی

حادثه باز نمی‌گرداند

شمارش انگشتانت را